دل تو ، مهبط انوار آسمانى باد * هميشه آگه از اسرار آن جهانى باد
تويى كه شد به وجود تو ، زنده ، كان كرم * فداى جان تو جان من ، اى جهان كرم !
كرامت تو به پا داشت ، رسم جود چنانك * كنند از تو مباهات ، خاندان كرم
ندانمت كه جهان كرم خطاب كنم * و يا بخوانمت اى سرور ! آسمان كرم
چنانكه مهر ، بر اوج سپهر رخشان است * عيان به عارض زيباى تو نشان كرم
تويى كه خلق كريم تو هر شب و هر روز * صلا دهد به عدوّ و ولى « 1 » ، به خوان كرم
به روزگار تو شاداب كشتزار سخا * به عهد جود تو سرسبز بوستان كرم
سپهر حلمى و كوه وقار و بحر علوم * جهان بخشش و عمّان جود و كان كرم
همه مديحسرايانِ روزگار كنند * به نام نامى تو ختم ، داستان كرم
چه جا گزيده كرم اندر آستانهء تو * سر من و پس از اين خاك آستان كرم
كه بدره بدره ز انعامِ عام زر بخشى * به مخلص چو منى ، دامن گهر بخشى
هامش
( 1 ) - به عدوّ ولى