در بيان علم اخلاق
چون به تقريب اين ذكر جميل مقدّمهء علم اخلاق كه عبارت از تعداد فضائل چهارگانه باشد در ميان آمد ، كميت قلم را هواى خرامشى تازه در سر افتاده و به ارادهء چند جولان گرم در عرصهء قرطاس جلوريز گرديد ، اگرچه تحقيق اين مراتب اينجا نيست ، چه شرح و بسط آن حواله به كتب متداوله است كه اوّلا مترجمان كرامت دثار عرب از تصنيفات فلاسفهء يونان ترجمه كردهاند و پس از آن خواجه نصير الدّين و بعد از وى ملّا جلال الدّين محمّد دوّانى به لغت فرس آورده ، حقّى عظيم بر ذمّهء استعداد فارسىخوانان به ثبوت رسانيدند ، و ليكن بنا بر ايراد مشكلات و الفاظ غير متعارف ، پردهاى ديگر بر روى آن عرائس معنوى افتاد ، و آخر الامر مؤلّف رسالهء تهذيب اخلاق از آن غوامض يكسو گرديده و مطالب طولانى را در عبارات سريع الفهم به اجمال آورده ، نسخهاى عجيب ترتيب داده است ؛ اگر به رساله عبور افتد ، از تفحّص لغات مستغنى گردد و احتياج رجوع به صراح و قاموس نماند .
امّا جامع اين اوراق بنا بر احتراز طول كلام ، نمونهاى از مقدّمات ضرورى آن علم واجب التّحصيل در طىّ سه مقاله و چند شعبه ايراد نموده و خلاصهء كتب ثلاثهء مذكوره را از لغات مشكله و كلمات غامضه پرداخته ، به همان عبارات اصل مرقوم گردانيد :
مقالهء اولى ، در شرف انسان و ذكر فضيلت علم اخلاق ،
مشتمل بر دو شعبه :