ولى صاحب آتشكدهء آذر خلاف نظر همهء تذكرهنويسان اظهار مىدارد كه :
ديوانش ملاحظه شد باوجود آنكه تخلّصش تأثير است سخنش بىتأثير است .
و بعد ادامه مىدهد كه : به سعى تمام اين دو بيت از او انتخاب و نوشته شد . اما شعر اول كمال امتياز را دارد :
مايل تو را به غير نخواهم و گرنه من * بيزارم از كسى كه دلش مايل تو نيست
* * *
هر شكوهاى كه بشنيد آن هم شكايتى شد * يك شكوه كردم اول آخر حكايتى شد « 1 »
وى در سال 1120 ه . ق بعد از معزول شدن از خدمت ديوانى گوشهنشين شد و از همه امور دنيوى كناره گرفت به سال 1129 ه . ق در منزل خويش در اصفهان درگذشت .
اينك چند نمونه از اشعار وى :
هزار شكر كه هنگام رفتن از در تو * چو استخاره نمودم به اشك راه نداد
* * *
نشاط باطن اگر نيست رنگ عيش مريز * كه زعفران نكند خنده روى هندو را
* * *
با ماست يار متّفق و با رقيب نيست * اين حسن اتفاق كسى را نصيب نيست
* * *
بر ما چه ستمها كه نرفت از تن خاكى * چون ريشه دويديم و به جايى نرسيديم
* * *
عيش امروزه مفت مىدانيم * فكر فردا قيامت است اينجا
* * *
افزون كند جدايى مردم كمال را * بالد فزون چو نخل ز نخلى جدا شود
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر ، آذر بيگدلى بخش سوم ، به تصحيح حسن سادات ناصرى ، صص 927 - 928 .