اشعارش كمتر چاشنى درد دارد .
اشعار ملا سعيد اشرف كه در تذكرهء حزين نيامده است :
گرد خط آخر براى چهرهات اكسير شد * اين غبار از بهر حسنت خاك دامنگير شد
از پريشانحالى آخر كار من صورت گرفت * بس كه آمد مو به كلكم خامهء تصوير شد
* * *
اشرف به خوش آمدش تكاهل نكنى * در هر وصفى به او تغافل نكنى
دلدار تو گر به بركند گل بدنى * تو جامه به غير چشم بلبل نكنى
* * *
در جوانى روش حالت پيرى دارم * چون گل زرد بهارم به خزان مىماند
* * *
نقره چون انگشترى گرديد مىپيچد به لعل * مىشود در وقت پيرى حرض دنيا بيشتر
* * *
در نامهء زمانه بجز حرف جنگ نيست * گويا كه از سياهىلشكر نوشتهاند
* * *
به غير من كه به تن نقش بوريا دارم * اتو كشيده كه دارد قباى عريانى
* * *
داده پيراهن و دستار و قبا را به شراب * اشرف امشب به حرامىزدگان مىماند
* * *
چو آن آبى كه شويد طفل در وى مشقى خود را * هزاران حرف در هر قطرهء اشكى نهان دارم
* * *
گوييا در آرزوى نفس شيرين مىرود * زان كه نفس كوهكن امروز سنگين مىرود