الكلام الى بيان ما به 1 ) يمتاز الحرف عما عداه 2 ) بما بناسب المقام لاجل الاطراد 3 ) فى الاستطراد 4 ) فى تمام الاقسام 5 )
فاعلم انه 6 )
در حروف و مستقل بودن در اسماء هيچگونه دخالتى در خود موضوع له و معنى ندارد بلكه به نحوه و شيوه استعمال برمىگردد ، بطور نمونه وقتى واضع مىخواهد لفظ ابتدا را وضع نمايد ، معناى ابتدا را به صورت استقلالى در نظر مىگيرد و لفظ را براى آن معنى وضع مىنمايد ، و وقتى مىخواهد لفظ من را وضع كند معنى ابتدا را در رابطه با غير تصور كرده و لفظ را براى آن حروف وضع مىنمايد .
حال همانطور كه مشاهده مىكنيد مستقل بودن و مرتبط بودن ( لحاظ استقلالى و لحاظ آلى ) داخل در موضوع له نيست بلكه اين دو لحاظ مربوط به شيوه و نحوه استعمال است و قبلا هم در معناى حرفى گفتيم اگر لحاظ داخل در موضوع له باشد مبتلا به چند اشكال است و آنها را مفصلا بيان كرديم و مرحوم آقاى آخوند برخى از آن اشكالات را نيز دوباره در ادامه بحث بيان مىكنند .
1 ) به ماى موصول برمىگردد
2 ) حرف يعنى اسم و فعل
3 ) منظور از آن بحث فعلى است
4 ) منظور از آن بحث قبلى است
5 ) اقسام كلمه از فعل و اسم حرف
6 ) شأن
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٦٨