تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
مشار اليه از عهدهء اين صنعت نيز ، بيرون آمده و اين‌چنين در سلك تأليف كشيده : مقلوب مستوى :
ميرك مالك كلام كريم * مايل فيض تُست ضيف لئيم
هرچند كه مصرع ثانى مسامحه‌اى دارد ، بايد تجويز نمود . گفتار لطيف دارد و اين سه بيت از ابيات اوست :
چرا نگريم از انديشهء جدايى تو * چرا ننالم از اندوه بيوفايى تو شوم ز عقل جدا وز خويش بيگانه * اگر چنين بود اى شوخ آشنايى تو نرفت از دل تو « صابرى » هواى بتان * خداپرست نشد اين دل هوايى تو
گويا به قاضى جملهء اوراتپه‌گى ، نقارى داشته ، گاهى در شأن او ابيات هجوآميز مىگفته و اين قطعه و فرد از آن جمله است :
جلمه مىگفته قبق مىتاخته آباى من * در اوراتپه كه آنجا موش مىتازد قبق منصب آباء او با موش كرده انتقال * يا مگر موش آمده آباى او در ما سبق
* * *
لباس جلمه جيلانى چرا شد هيچ مىدانى * كه مىخواهد فروشد چون غلامان جلمه جيلانى
در تاريخ هزار و شش ، سجلّ حياتش به توقيع ممات موقّع گشت .

[ 249 ] [ صادقى تاشكندى ]

[ زندهء 1013 ق / 1604 م ] صادقى ديگر ، تولّد در ولايت تاشكند نموده ، به خدمت علماى اعلام شتافته ، طريق تحصيل را پيموده ، مولويت تمام دارد . به صورت نيكو و سيرت دلجو مىنمايد . مدتى سير بلاد و امصار نموده ، به صحبت اماجد رسيده ، از خرمن افضال ايشان خوشه چيده ، به مضمون حديث : « من طلب شيئا و جدّ وجد » آنچه مقصود دينى و دنيوى بوده ، يافته