بود وصف طوبى اگر راست پرسى * ز شمشاد جلوهكنانت كنايت
ز غيرت فتاد آتشى در دل من * چو با غير ديدم عيانت عنايت
چه از نكتهء عشق پرسى رقيبا * نديديم اصلا درآنت درايت
مرا شوق طوبى بكُشتى گر از لطف * نمىكرد سرو چمانت حمايت
به كوى تو مردم ز درد و نكردم * به اهل زمان از سگانت شكايت
درون دل زار « فرهاد » مسكين * نباشد به داغ نهانت نهايت « 1 »
و اين قطعهء تركى را نيز ، به غايت دلپذير فرموده :
اى صراحى نى طرفه يارىسين * قُل دور آزاده لارسنينگ مُلنغه
يقتو حديم سنينگ قلونك ديكلى * قل من اخلاص ببر لا قل قلنغه
مشهور است كه قورچى خان شهادت مكان ، عبد المؤمن خان طور و طريق شعراى ماوراء النهر را قبول نداشته و طرز عراق را معتقد بوده ، به جهت جريمهاى خان مغفور مذكور ، امر نمودهاند تا بينى او را بريده مجدوع ساختهاند . در اين معنا ميرزا فرهاد ، اين رباعى را عجب نيكو گفته :
رباعى :
كور قورچى نكتهدان و خودبينى او * تزييف اكابر و سخنچينى او
هربوى كه برده از طرز عراق * دوران همه را كشيد از بينى او
هامش
( 1 ) . مقطع اين غزل را در حاشيه ، مؤلف چنين نوشته است : « اين بيت در غزل ناظم نبوده ، مؤلف بديهة گفته نوشت » .