ز يك نكهت لبالب شد دماغم آه چون سازم * مگر بوى تو با خويش « 1 » آورد هردم دماغ نو
چو خواهم جستجوى او كنم خاموش بنشينم * بياموزيد اى مرغان باغ از من سراغ نو
« فصيحى » اين ده ويران كه روزى بود دل نامش * كنون افكند هريك شعله آنجا طرح باغ نو
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( يا خوش ) .