خوشحالى رقيبان زان روى ناموجّه * وز غم دل اسيران افگار نامناسب
با اينهمه نكويى جور و جفاى تو بد * از مردمان نيكو آزار نامناسب
بىكيفيت چو « عهدى » رفتن ز دير ما خوش * بودن به دور چشمش هشيار نامناسب
[ « 227 » ] عبورى مرغينانى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] عبورى مرغينانى ، فضيلت داشته و در اشعار ، لطيفه را بسيار ملتزم مىگشته ، بيشتر گفتارش رباعى بوده و اين رباعى را به جهت سرتراش پسرى پاكيزه گفته :
رباعى :
شوخى كه گل از ماه رخش دارد رنگ * ز آيينهء دل زدوده از پاكى زنگ
آن تيغ فراز سنگ نبود به كفش * بر شستن دست اوست آب سرنگ
و اين رباعى را به جهت ميرزا محمود ديوان اسفنديار سلطان گفته :
رباعى :
اى آصف دهر و شاه اقليم وجود * مهر تو ز ديوان دلم زنگ زدود
بودن به من حزين ميسّر نشود * در كوى تو كان هست مقام محمود
گويا وفات نموده است .
هامش
( 227 ) . ملا عبورى گندمدانى ، از مردم گندمدان از توابع مرغينان و شاگرد باقى انجمى از شاعران ماوراء النهر بود و مردى دانشمند به شمار مىرفت و در عروض ، قوافى و معما دست داشته است و شعر را خوب مىخوانده و بسيار خودپسند بوده و غزل را روان مىسروده است . از تاريخ تولد ، مرگ و زندگانى او اطلاعى بيش از اين در دست نيست : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 602 .