تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
دلكش دارد و اين غزل را به رسم يادگار بر ديوار مسجد مزار فيض آثار حضرت قطب الابرار خواجهء احرار - قدّس سرّه - نوشته : غزل :
كى بود جانا كه بر خاك درت مأوا كنم * همچو خورشيد از سرافرازى به كيوان جا كنم گر به يارى نقد يك مو بر سر بازار عشق * هردو عالم را فروشم سر در اين سودا كنم طالبان در مدرسه ، خوشحال از تحصيل علم * من به درس عشق تو حرف غم استيفا كنم گر ميسّر گرددم طوف حريم كوى تو * كافرم گر آرزوى جنّة المأوا كنم شام هجران همچو « نذرى » وارهم از بند غم * چون خيال آن حلقهء گيسوى مشك‌آسا كنم
و اين غزل ملمّع دل‌پسند نيز ، از نتايج طبع بلند اوست : غزل :
گشته ز مى عارض تو لاله‌وار * احمرر يحمرر احمرار بهر قدوم سگ تو مىبرم * انتظر ينتظر انتظار چند به درگاه تو يابد رقيب * اعتبر يعتبر اعتبار از همه خوبان جهان كردمت * اختير يختير اختيار « نذرى » غمديده بكرد از بلا * انفرر ينفرر انفرار
در حجرهء خود از عالم ، رحلت نمود و قبرش در جوار مزار فايض الانوار حضرت شاهزاده قثم بن العباس - رضى اللّه عنهما - واقع است .
تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 525 | سلطان محمد مطربي سمرقندي