در انتقاد از مقالهء : ر . مقيموف و ب . وليخواجهيف كه نوشتهاند : « مطربى با عبد اللّه خان شيبانى ملاقات كرده ، داير بر مسئلههاى شعر و شاعرى مصاحبه نموده است » « 1 » و ردّ اين ادعا ، نوشته است : « در تذكرهء مطربى ، در هيچجا ما نديديم كه مطربى نوشته باشد كه با عبد اللّه خان شيبانى ملاقات كرده و شعرش به او تقديم كرده باشد » « 2 » با اينكه چنان كه ذكر شد ، مطربى خود به اين داستان تصريح كرده است .
از اين گذشته اگر مطربى اين مطالب را در شرححال عبد اللّه خان ازبك آشكارا هم نگفته بود ، باز ديدار وى با عبد اللّه خان از نظر تاريخى قطعى است ، زيرا مطربى در بخش اول از سه بخش تذكرهء سلاطينى كه خود آن را سه اسم ناميده ( يعنى در اسم اول ) تصريح كرده كه در اين اسم ، به ذكر سلاطينى مىپردازد كه هم آنها را ملاقات و هم ملازمت نموده است و عبد اللّه خان ازبك ، نخستين تن از اين دسته است كه مطربى وى را ديده و ملازمت كرده است ، بنابراين ادعاى ، ر . مقيموف وب . وليخواجهيف كه نوشتهاند : « در اثناى به تصرف درآمدن سمرقند توسط عبد اللّه خان شيبانى ، مطربى با او ملاقات كرده و راجع به مسائل شعر و شاعرى با او مصاحبه كرده است » درست است و با نوشتهء خود مطربى توافق دارد و انتقاد جانفدا بر آنان وارد نيست .
يكى ديگر از سلاطين شيبانى كه مطربى با او ملاقات كرده و به دربار وى آمدوشد داشته ، عبد المؤمن خان شيبانى ، پسر عبد اللّه خان است . مطربى در اسم اول ، پس از عبد اللّه خان به شرححال وى پرداخته و تصريح كرده است كه : « فقير در به دو سلطنت آن حضرت به بارگاه فلك اشتباهش آمدوشد داشت » « 3 » و اين خود دليل ديگرى است كه مطربى روابط حسنهاى با سلاطين شيبانى ازبك داشته و ازاينگذشته ، در بيشتر ترجمههاى شاعران ، آنگاه كه نامى از عبد اللّه خان ازبك به ميان مىآيد ، مطربى از او به
هامش
( 1 ) .. apNK 3 saT k ? a ? ? NO Haxyc ? Ha ? . ? Bea ? oxnJaB aB . P BOMNKyM anxac HOMax . 051 . xac , 9 . M , 1691 . NIJOC , » kpam NO ? aC « Hpy ?( 2 ) . مقدمهء جانفدا ، ص 2 .
( 3 ) . تذكرة الشعرا ، ش 2 .