گفتار آن طوطى شيرينمقال است :
مطلع :
گريان به وقت صبح مى ناب مىزدم * مىرفت دل ز هوش ، بر او آب مىزدم
رباعى :
اى لالهعذار پاى تا سر همه ناز * وى يار به حسرتكُش و اغيارنواز
در آتش دورىام بسوزى سهل است * فرياد ز رشكهاى اميدگداز
[ « 40 » ] [ ارتوانى احمد ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ارتوانى ، اسمش احمد بوده ، خود را به ولايتش كه از مضافات همدان است ، نسبت كرده « ارتوانى » تخلّص مىنموده و اين رباعى را نيكو گفته :
رباعى :
دردى به جهان چو درد مشتاقى نيست * يارى به جهان ، چو مطرب و ساقى نيست
امروز به روى دوستان دل خوش دار * فرداست كه از ما اثرى باقى نيست
هامش
( 40 ) . گويا ارتوانى ، تصحيف ارتيمانى است و ارتيمان از محال همدان است كه مير رضى ارتيمانى همدانى به آنجا منسوب است و ارتوانى اگر همان ارتيمانى باشد ، احتمالا مير رضى ، همان احمد ارتوانى است : نتايج الافكار ، ص 264 - 265 ؛ لغتنامهء دهخدا ، 5 / 1634 ؛ بزرگان و سخنسرايان همدان ، 1 / 277 - 281 ؛ رياض العارفين ، ص 129 ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ص 339 ؛ سفينهء خوشگو ، برگ 183 ؛ آتشكدهء آذر ، ص 262 ؛ هميشهبهار ، ص 81 ؛ سرو آزاد ، ذيل ترجمهء ادهم ؛ شوريدگان ( تذكرهء بزرگان و سخنسرايان تويسركان ) ، 1 / 112 - 117 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 273 - 274 ؛ ديوان رضى ، مقدمه ؛ گلستان ادب ، ص 222 ؛ بهترين اشعار پژمان ، ص 158 .