[ 11 ] [ سيد محمد سلطان ساغرچى ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] وصف جليل و ذكر جميل سيّد محمد سلطان بن كبيك محمد سلطان ساغرچى .
شاهزادهء نامى را تخلّص « گرامى » است . اشعار را ، خوب مىگفت و درر معانى را ، بسيار نيكو مىسفت و اين غزل را ، به غايت نيكو گفته :
غزل :
به شمع نيست گر امشب هواى سوزوگداز « 1 » * ز بال بهرچه ، پروانه شد شمامهنواز
شرارهها شب هجران ، ز آتش آهم * به چشم خلق نمايد ، چو طرف آتشباز
تويى به دولت و دين ، شاه عاقبت محمود * منم به درگه تو ، بندهء كمينه اياز
سرى غلاميت ار نيست ، باز رفته چرا * به عذر گردن بربسته ، گشته آيد باز
بر آستان تو اى مه « گرامى » مسكين * نهاده روى تظلّم ، ببين « 2 » به خاك نياز
هامش
( 1 ) . در اصل : ( كذار ) .
( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( بهبين ) .