انتخاب قصايده
اى ز بهار نفس [ ساخته قوت ] « 1 » صبا * فصل جوانىست هان ، اين دو نفس خوش برا
بسته چو طفلان خرد بر سر تعويذ از [ آنك ] « 2 » * [ از دم پيران گرفت ] « 3 » درد سر اندر عصا
خرقهء پشمينه چيست ، اطلس پشمينهپوش * گو كفن حرص ساز ، زاهد خودبين ردا
مسلخ عشقست اين ، پاس نفس دار هان * رسم ديت بر شهيد ، مانده ازين كربلا
گر ننهى همچو خاك روى ادب بر زمين * باد غرورت كناد ، آتش سر در هوا
ديدهء عشقت كجا نور دهد بىحجاب * از رَمَد چشم عقل تا نكنى توتيا
مست محبت برآ كز دم عيسى نژاد * صيحهء شوقت كند كوه نهان در صدا
گردش چشم نياز هيچ كم از ناز نيست * شعله بر آذر كشد آب درين آسيا
هامش
- سال 1041 ، نظر به پيرانهسرى به عرض رخصت مشهد مقدس پرداخته و به مقتضاى حب الوطن ، رو به كاشان آورده به عزم ملازمت شاه صفى رخت به اصفهان كشيد و چون چندان ملاطفت نديد به شيراز درافتاد . . . انتهى در سنهء 1066 ركن قصر حياتش از پا درافتاد . وى اقسام سخن از غزل و قصيده و مثنوى و رباعى همه خوب گفته ، يك ديوان ايرانى و دو ديوان ديگر در سفر هند تمام كرده . تاريخ او را ، اين مصرع يافتهاند :رفت به سوى فلك ، باز مسيح دوم ». برگرفته از عرفات ، ص 713 ؛ سرو آزاد ، ص 89 ؛ تذكرهء ميخانه ، ص 495 كه به صورت مبسوط شرح احوال حكيم را نگاشته است و نتايج الافكار ، ص 640 .
( 1 ) . در متن ناخواناست . نقل از : شرح احوال و بررسى آثار و گزيدهء اشعار مسيح كاشانى ( حكيم ركنى ) ، امير على آذر طلعت ، سروش ، تهران ، 1378 .
( 2 ) . در متن ناخواناست . نقل از : همان .
( 3 ) . در متن ناخواناست . نقل از : همان .