براى هريك ازين هر دو خواست تاريخى * كسى كه زينت ازو يافت صفحههاى خيال
نوشت كلك قضا : « مرگ اشرف علما » * زمانه ساخت رقم : « مرگ اشرف عمّال » « 1 »
* * *
وه كه ناگه آتشى افروخت چرخ * آتشى كز وى جهان شد پرشرار
شورشى انگيخت در عالم دگر * شورشى كز وى جهان شد بيقرار
عمدهء كاشان غياث الدين كه داشت * پيشوايى بر صغار و بر كبار
فخر دوران خواجهء منصور نام * كز وجودش عالمى كرد افتخار
بود چون بر وى مدار عالمى * گشت مستوفى شاه نامدار
ناگهان شد دفتر عمرش تمام * كرد استيفاى فردوس اختيار
منشى دوران دو تاريخ گزين * خواست بر اوراق عالم يادگار
خامهام : « منصور مستوفى » نوشت * بعد از آن : « مستوفى عالم مدار » « 2 »
* * *
مير قاسم ، جهان علم و ورع * زبدهء دودمان اهل عبا
آنكه ذات مقدّسش بودى * باعث رونق قبيلهء ما
و آنكه وقت سحر برآوردى * مدّعاى قبيله را به دعا
سر سادات بود و اعلم عهد * عابد دور و تارك دنيا
ناگهان كرد ميل روضه قدس * شد ز دنيا به جانب عقبا
به دو تاريخ اگر كند رغبت * خامه فكرت سخنآرا
« سَرِ ارباب تقوى » « 3 » انشا كن * « سرور اهل طاعت » اش « 4 » بنما
ور دو تاريخ ديگرش بايد * بنويس اين دو مصرع غرّا
« عابد دور ، تارك دنيى » * « سَرِ سادات ، قدوهء علما » « 5 »
و له
وه كه خوانندهء مصنّفِ ما * گشت مجلسنشين بزم عدم
هامش
( 1 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد .
( 2 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد .
( 3 ) . به سال 982 ه . ق اشاره دارد .
( 4 ) . در نسخهء اساس « طاعتش » آمده كه با توجه به ماده تاريخ ، كه اشاره به سال 982 دارد ، ضمير « ش » را جدا كرديم .
( 5 ) . ماده تاريخ در هر دو مصرع به سال 982 ه . ق اشاره دارد .