من « 1 » و بودن من قعر دوزخ خواهد بود ؟ درين زمان باز ندا آمد كه : اى بندهء من ! جاى تو بهشت است ، زيراكه روزى به راهى مىرفتى ، در سر راه خارى افتاده بود به نوك عصاى خود برداشتى و به كناره انداختى كه « 2 » به پاى مسلمانى نخورد ، كه اين را رفع امارات « 3 » حدوث مىگويند . اين عمل تو از همه اعمال تو در درگاه مقبول افتاد . ازين سبب ترا آمرزيدم و مستحق بهشت ساختم « 4 » . اين دال است برين كه قليل و كثير در نزد « 5 » حق سبحانه و تعالى يكسان است .
حضرت شيخ قدس الله سره العزيز اگرچه رياضت كم داشت اما « 6 » خوان كرم از بندگان پادشاه باكرم « 7 » دريغ نداشت ، و جود و سخا عادت كرده بود ، كه غير از راتبهء هرروزه بيست هزار دينار زر به فقرا صدقه مىداد .
و ديگر معلوم باشد كه در خوان كرم آن حضرت ، هر روز كم از دو هزار كس طعام نخوردى و اين راتبهء معينه بود . و غير همين ديگر « 8 » هيچ رياضت نداشت . با وجود قلت رياضت چهارصد كس تربيت كرده بود و به مقصود رسانيده غير از دوازده فرزند خود . و خود از روح مطهر حضرت ابراهيم عليه الصلاة و السلام تربيت يافته بود ، و بر قلب آن حضرت نيز بود . از آن سبب حضرت بزرگوار به خوانگشاى مشهور بود .
روزى نشسته بود كه ملائكهء آسمان و زمين در طبقها نورها پر كرده و پر در پر بافته در گرد حرم حضرت شيخ قدس الله سره العزيز حاضر آمدند . حضرت شيخ چون اين بديد ، به خود گفت : اى عطار ! غالبا حالت نزع نزديك آمد كه اين همه ملائكه جمع آمدهاند . درين زمان آوازى به گوش حضرت شيخ « 9 » آمد كه : اى محمد ! نه آن است « 10 » كه ترا خاطر آمد ، بلكه « 11 » وعدهء روز اول كه « 12 » مرتبه عالى « 13 » اولياء الله است كه « 14 » مرتبهء قطبيت نامند به تو مسلم مىشود . اين همه فرشتگان مبارك باديست كه آوردهاند . اين مژده كه به گوش شيخ رسيد ، خوشحال شد . باز به خود گفت : اى محمد عطار ! چه محل خوشحاليست بلكه « 15 » جاى گريه و زاريست كه اين همه بار گران در گردن تو مىنهند . چه طاقت دارى كه بردارى ؟ اين بگفت و به خداى تعالى ناليد كه : پاكا و پروردگارا ! « 16 » من بندهء « 17 » ضعيفم و طاقت
هامش
( 1 ) - ب : - من
( 2 ) - ب : - كه
( 3 ) - الف ، ت : امارت
( 4 ) - ت : ساختيم
( 5 ) - ب : در درگاه حضرت حق
( 6 ) - ب : ليكن
( 7 ) - ب : كرم آن پادشاه باكرم از بندگان دريغ
( 8 ) - ب : غير ازين هيچ
( 9 ) - ب : به گوش او آمد
( 10 ) - ب : نه آنچنان است
( 11 ) - ت : بلك
( 12 ) - الف : - كه
( 13 ) - ب : اعلى
( 14 ) - ب : + او را
( 15 ) - ت : بلك
( 16 ) - ب : - و پروردگارا
( 17 ) - ب : - بنده