حضرت خواجه بشنيد سر خود را سخت بجنبانيد « 1 » . هر دو شاخ او از بيخ « 2 » كنده شد و بر زمين افتاد . يكى را حضرت خواجه گرفت « 3 » و ديگرى « 4 » را شيخ ، و مشغول شدند ، تا قبر به اتمام رسيد . آنگاه خواجه گفت : اى جانور سر فرود آور ! آهو سر خويش پيش حضرت خواجه فروداشت . حضرت خواجه عليه الرحمة شاخهاى آهو را به دست مبارك خود در سر آهو بگذاشت . آنچنان شد كه اول بود . آهو سرى فرود آورد و سجود « 5 » كرد و به همان طرف كه آمده بود بازگشت . بعد از آن حضرت خواجه گفت : اى فرزندم عبد الله ! غم آب مخور . چون خواهى كه به غسل مشغول شوى ، عصاى مرا به دست بگير و بگويى به باطن اويس قرنى و به دم عبد الله يمنى و بر زمين « 6 » بزن ، اميد است كه به قدرت رب العزة از زمين آب پديد آيد . و بعد از آن گفت : بسم الرحمن الرحيم
أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً
« 7 »
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
[ اليوسف : 101 ] . و جان به حق تسليم كرد . شيخ عبد الله برخاست به فرمودهء حضرت خواجه عصاى خواجه به دست گرفت . آن گفت كه خواجه فرموده . از نوك عصا چشمهء آب روان شد چه سرد و چه گرم ! به غسل حضرت بزرگوار مشغول شد و غسل كرد « 8 » . دو تن فرشته به صورت آدم پيدا شدند ، و از حلههاى بهشتى حاضر ساختند ، و حضرت خواجه را در وى پيچيدند . آن بود كه « 9 » هفتاد هزار فرشته ديگر حاضر آمدند نماز حضرت خواجه را ادا كردند . و اما شيخ عبد الله يمنى بود ، قدس « 10 » سره « 11 » . و دفن كردند . بعد از وفات حضرت رسول صلى الله عليه و سلم به شصت « 12 » سال تمام اين قضيه در مسكن « 13 » واقع شد . و شيخ عبد الله يمنى سه روز در سر خاك آن حضرت قدس سره العزيز بود ، بعد از آن اشارت شد و بشارت رسيد كه « 14 » : اى فرزندم عبد الله ! خدمت نيك كردى ، و حق مصاحبت و مؤانست به جاى آوردى ، همين باشد كمال خدمت ! زياده برين درين « 15 » بيابان ترا نگهداشتن شرط رعايت نيست . باز گرد به وطن خود كه من از تو خشنودم ، خداى تعالى به قدرت كامله و حكمت بالغهء خود ترا به كمال برساند ! آن بود كه « 16 » شيخ به اشارت حضرت خواجه به وطن خود بازگشت .
بعد از پنجاه سال ديگر شيخ عبد الله از عالم رفت . و الله تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب « 17 » .
هامش
( 1 ) - ت : سخت جنبانيد
( 2 ) - ب : + او ، ت : + بر
( 3 ) - ب : گرفتند
( 4 ) - ب : و ديگر
( 5 ) - ت : به خود
( 6 ) - ب : به زمين
( 7 ) - ب : مسلمين
( 8 ) - ب : غسل كردن
( 9 ) - ب : پيچيدند و هفتاد
( 10 ) - ت : + الله
( 11 ) - ب ، ت : + العزيز
( 12 ) - ب : بيست سال
( 13 ) - ب : - در مسكن
( 14 ) - ب : - كه
( 15 ) - ب : در بيابان
( 16 ) - ب ، ت : - آن بود كه
( 17 ) - ب : - و اليه المرجع و المآب