مقصد دوم در تعريف و توصيف آينه جهاننمايى كه مرآت كاينات را شامل است
و شعاع نورانگيز او ذرات كاينات را كامل ، و بر سر هر موجودى على السويه طالع ، و قرص شمس و قمر در تنوير به نور جمال او لامع . نه فهم ذوى الافهام را در فهم كمالش قوت ، و نه وهم ذوى الاوهام را در كنه ذاتش فكرت ، و نه عقل عقلا را در تصور وجود او قدرت . ذاتى كه ساكنان هفت آسمان در تمديح او حيران ، و زبان متوطنان هشت بهشت در تعريف او لرزان ، و طوطى نفس ناطقهء انسانى « 1 » در ذكر صفات او بىزبان . پادشاه زمين و آسمان كه لو لاك لما خلقت الكون در شأن آن حضرت خطاب فرموده ، و آيت « 2 »
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
[ النجم : 8 ، 9 ] دربارهء ذات عظيم الشأن او « 3 » نزول عطا كرده .
و آفتاب جمال جهانآراى او مطلع انوار الهى ، و ذات مقدس مطهر « 4 » او مظهر الطاف نامتناهى . محرم سرا پردهء جبروت ذات پاك او ، و گنجينهء حقايق و خزينهء دقايق سينهچاك او ، و لسان الغيب معجز بيان « 5 » او مفتاح كلام
« لا رَيْبَ فِيهِ »
[ البقرة : 2 ] . آفتابى است كه از طلوع او شب ظلمت كفر به روز « 6 » روشن اسلام تبديل يافته ، و ظلمت شديد « 7 » ضلالت به شمع جمال هدايت « 8 » او بهسوى عدم شتافته . شهنشاهى كه ايوان قصر افلاك در آرزوى سم سمندش داغ حسرت بر سينه نهاده . پادشاهى كه نه رواق نيلگون در اشتياق گرد نعلين او « 9 » خاك تيره در ديده كشيده . خوش « 10 » پادشاهى ! كه نقطهء شين شفاعت او محوكنندهء اصناف « 11 » عصيانست ، و اطاعت « 12 » ذات پاك او آبروى جميع مسلمانان است . چه خوشبوى گليست كه در گلشن جهان شگفته است و چه غنچهء سيرابيست كه در گلستان جنان « 13 » رسيده است ! و چه سنبل دل آويزيست كه در سرچشمهء حيات دميده است ! و چه تازهنهاليست كه در جويبار چمن گلزار باغ ارم قد كشيده است ! و چه زلف عنبرافشانى است « 14 » كه از بوى عنبر شميم او آهوى مشكين خطا مشك تاتار در « 15 » نافه گرهبسته ! و مقيدان سلسلهء زلفين دلاويز عنبر افشان او از قيد عالم و عالميان رسته ! رفيع الشأنى « 16 » كه مسند جلالش
« قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
[ النجم : 9 ] است و محرم راز او « 17 » سبحان ربى الاعلى است ، و
هامش
( 1 ) - ب : ايشان
( 2 ) - ب : رايت
( 3 ) - ب : - او
( 4 ) - ب : + معطر
( 5 ) - ب : نشان
( 6 ) - ب : كفرپرور
( 7 ) - ت : شديده
( 8 ) - الف : - هدايت
( 9 ) - ب : - او
( 10 ) - ب : - خوش
( 11 ) - الف : - اصناف
( 12 ) - ب : اطاعات
( 13 ) - ب : بهشت
( 14 ) - ب : - است
( 15 ) - ب : - در
( 16 ) - ب : رفيع الشأن
( 17 ) - ب : - او