پارههاى جگرم زينت تابوت كنيد * گل نبنديد مبادا بدش آيد او را
راقم بهادر خان ولد عالى پنچى خان
و دوبيتى ديگر در هامش برگ 80 ديده مىشود :
ز نقش پاى تو گلها شگفته قالى را * نهال ساخته سرو قدت نهالى را
نزاكت آنقدر دارد كه در وقت خراميدن * توان از پشت پايش ديد نقش روى قالى را
بهادر خان
و نيز دوبيتى ديگر در هامش برگ 151 ديده مىشود :
بشكند دستى كه خم در گردن يارى نشد * كور به چشمى كه لذت گير ديدارى نشد
صد بهار آخر شد و هر گل بفرقى جا گرفت * غنچهء داغ دل ما زيب دستارى نشد
ميرزا شيرخان
گاهى لغات تصحيح شده از كاتب در هامش ديده مىشود .
آغاز متن : بسم الله الرحمن الرحيم :
الحمد لله الذى نور قلوب العاشقين بانوار جلاله ، و بصر بصيرة المشتاقين بمطالعة جماله ، و عظم درجة العارفين بمعرفة صفات كماله ، و علم الانسان ما لم يعلم بعلم بلا زواله ، و اعلى منزلة المحبين باجتناب حرامه و ارتكاب حلاله ، و صلى الله على سيدنا سيد الخلق محمد و صحبه و آله .
اما بعد از اداى حمد بىبدايت و ثناى بىحد و غايت پوشيده نماند كه حق سبحانه و تعالى جلجلاله و عم نواله به قدرت كامله و حكمت شامله و قوت بالغه خود آدم را صلوات الله عليه و سلامه از مشت خاك آفريد و انواع كرامات در ذات عظيمالشان وى وديعت نهاد و حيات بخشيد و قال : يا آدم اسكن انت و زوجك الجنة و كلا منها رغدا حيث شئتما و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظالمين .
انجام متن : ناتمام آنكس را گويند كه از پيرى تربيت يافته باشد و در اثناى تربيت پيش از كمال از پير خود دور افتد به بعد طريق يا به فناى طبيعى . اين شخص اگر با اين صفات اشغال نمايد اميد است كه به كمال رسد . پس راست كه ناتمام تمام گشت با اينست كه از پيش خود به اين مداومت كند و به مرور ايام كار او تمام شود . پس راست است كه :