مباركت باد : پادشاه گفت : اى بزرگوار فرماى ! آنچه فرمايى به جاى آرم . بزرگوار گفت : اى پادشاه ! غير ازين هيچ مكن كه شبها با همديگران باشيم . پادشاه به صد جان « 1 » قبول كرد . بعد از آن روزانه در سرير سلطنت پادشاهى بود ، و به خلق خداى تعالى عدل مىكرد ، و شبها در خلوتگه راز « 2 » به عبادت حق سبحانه و تعالى با همديگر مشغول بودند . مدت هفت سال برين گذشت . پادشاه نيز به كمال رسيد و مقصود حاصل كرد .
اما بعد ، معلوم باشد كه عمر بزرگوار نود و هفت بود . درين مدت چهل و پنج سال در ملازمت پادشاه مجازى مىبود ظاهرا و مهم مسلمانان را به كفايت مىرسانيد ، و پادشاه را « 3 » نيز به مقصود پيوست . اگرچه پادشاه « 4 » پيش از ملازمت بزرگوار خالى نبود ، اما بر كمال نبود « 5 » .
و شبى از شبها مژدهاى رسيد كه : اى علامه تا چند در اين پادشاه را مىپايى ؟ وقت آن شد كه به در ما بيايى ! خوشحال شد ، دانست كه حال چيست . ساز ره كرد و از پادشاه رخصت خواست « 6 » . پادشاه گفت : اى بزرگوار ! من نيز در قدم خواهم بود . بزرگوار گفت « 7 » : اى پادشاه ! مصلحت تو درين است كه در شهر خود باشى و دلهاى مسلمانان را به دست آرى به داد و « 8 » عدل كه گفتهاند : عدل ساعة خير من عبادة ستين سنة 23 ، زيراكه كعبه يكخانه است ، اما در شهر تو چندين هزار خانه است كه هركدام را به صفت عرش ياد كرده شده است ، به آنها اشتغال نمايى هرآينه اولى خواهد بود ، چونكه حق سبحانه و تعالى به علم قديمى « 9 » خود دانسته ترا بر سر اين « 10 » بندهها در « 11 » سلطنت پادشاهى مسلم دارد ، اگر اين را به قصد ترك كنى دور نيست كه مقهور گردى ، زيراكه هر ظلم و تعدى كه « 12 » به اين مسلمانان از ديگرى مىرسد « 13 » با وجود تو ، تو مؤاخذ خواهى شد ، اگر خواهى طوافى در حق تو به جاى آرم اگر توفيق يابم .
اين بگفت و پادشاه را تسكين داد ، و خود به راه كعبه متوجه شد و قطع منازل كرد . بعد از شش ماه به عنايت احدى به مكهء معظمه مشرف شد و به طواف مشغول گشت . درين حين آوازى شنيد كه : اى علامه ! اين همه عمر در جاهاى ديگر گذرانيدى بقيه عمر را « 14 » درينجا بايد گذرانيد . بزرگوار از « 15 » شوق و
هامش
( 1 ) - ب : + و دل
( 2 ) - ب : در خلوت به عبادت
( 3 ) - ب : - را
( 4 ) - ب : - پادشاه
( 5 ) - ب : - اما بر كمال نبود
( 6 ) - الف ، ت : رخصت خاست
( 7 ) - الف : - گفت
( 8 ) - ب : به دست آرى و به راه عدل
( 9 ) - ب ، ت : قديم
( 10 ) - ب : - اين
( 11 ) - ب : بر سلطنت
( 12 ) - ب : - كه
( 13 ) - ب : از يكديگر رسد
( 14 ) - ب : - را
( 15 ) - ب ، ت : + سر