حاصل است .
رشحه : در معنى « 1 » كريمه ،
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ
« 2 »
ذَرْهُمْ
مىفرمودند كه مراد آنست كه بنفس ذات متوجه باش نه بصفات . « 3 »
رشحه : در معنى آيت
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا ،
مىفرمودند كه اشارت است بتكرار عقود ، يعنى ايمان كه پيش اين طايفه عبارت از « 4 » عقد قلب است به حق سبحانه ، حق سبحانه « 5 » امر كرده است كه تكرار اين عقد كنيد ، يعنى سعى « 6 » نمائيد كه بدانيد كه اين وصف از آن شما نيست .
رشحه : در معنى آيت كريمه :
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ
« 7 »
مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
مىفرمودند مىشايد كه
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
اشارت باشد به طايفهء كه بر نفس خود ظلم كردهاند ، به آن معنى كه از هرچه مراد وى است از لذات و شهوات وى را محروم گردانيدهاند و در جميع احوال « 8 » مخالفت وى را لازم داشتهاند تا مستعد قبول موهبت گردد نظر بدين تحقيق اين گروه از مقتصدان ، در پيش باشند و مقتصدان از سابقان « 9 » بخيرات .
رشحه : در معنى آيت
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ *
مىفرمودند شايد اشارت به طايفهء باشد از بنىآدم كه بر قلب مهيمن « 10 » واقع شدهاند كه طايفهئىاند از ملايكه كه ايشان را از غايت استغراق در شهود ذاتى « 11 » هيچ آگاهى نيست بهآنكه غير ذات « 12 » حق سبحانه موجودى هست و چون آن طايفه از هيچ چيز آگاه نباشند « 13 » ،
هامش
( 1 ) - مى : آيه كريمه
( 2 ) - مى : قل هو اللّه ثم ذرهم - مج : قل اللّه ذرهم
( 3 ) - مى :
نه بر صفات
( 4 ) - بر : عبارت از عقد قلبيت است ، چپ : عبارتست از عقد قلب
( 5 ) - مج ، چپ : ( حق سبحانه ) ندارد
( 6 ) - مج : يعنى سعى نمائيد ) ندارد
( 7 ) - مج : ( و منهم مقتصد ) افتاده
( 8 ) - مج : جميع اقوال
( 9 ) - مى : از سابقات
( 10 ) - مى : ميمين ، مج : قلب ميهمين ، چپ : قلب ميهمن
( 11 ) - بر : در شهود ذات
( 12 ) - مى : ( ذات ) ندارد
( 13 ) - مج : نباشد .