گشته است ، حمد مىگويد ، بلكه نهايت حمد آنست كه بنده داند كه حامد « 1 » از مظهر او غير حق سبحانه نبوده است . كمال بنده جز در آن نيست كه داند كه او « 2 » معدومى است كه او را نه ذاتست و نه صفت و نه فعل ، به اين انديشه خود را مسرور گرداند كه او « 3 » را مظهر صفات خود گردانيده .
رشحه : در آيت ،
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
مىفرمودند كه شكور به حقيقت آنست كه در نعمت ، مشاهده منعم كند و فرمودند كه امام غزالى قدس « 4 » سره فرموده است كه اگر از نعمت ملتذ « 5 » شود منافى شكر نيست اگر تلذذ ازين « 6 » جهت باشد كه سبب وصول مىشود به حق سبحانه .
رشحه : در معنى آيت ،
فَأَعْرِضْ
« 7 »
عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا ،
مىفرمودند كه اين آيت متناول دو معنى است : يكى آنكه از ظاهر آيت مفهوم مىشود اعراض كن از طايفهء كه از ذكر ما اعراض كردهاند كه اهل جحود و غفلتاند و ديگرى آنكه طايفهء هستند كه از كمال استغراق و استهلاك در شهود مذكور ، « 8 » وصف ذكر از ايشان مرتفع « 9 » شده است ، اگر فرضا ايشان را بذكر تكليف كنند ذكر ايشان را مانع از شهود مذكور خواهد شد ، پس حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم مأمور شد بهآنكه اعراض كند از چنين طايفه كه اعراض كردهاند از ذكر و در شهود مذكور مستغرق شده به آن معنى كه ايشان را بذكر گفتن تكليف نفرمايد « 10 » .
رشحه : در معنى آيت ،
وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
مىفرمودند كه كينونت مع الصادقين را دو معنى است : كينونتى بحسب صورتست و آن آنست كه مجالست و مصاحبت را « 11 » باهل صدق ، لازم وقت خود گيرد تا بسبب دوام صحبت ايشان ، باطن وى از انوار
هامش
( 1 ) - مج : كه از مظهر او
( 2 ) - مج : كه معدومى است
( 3 ) - مج : كه مظهر صفات
( 4 ) - بر : جمله دعا ندارد
( 5 ) - مى ، چپ : متلذذ شود
( 6 ) - مى : از آن جهت
( 7 ) - مج : فاعرض عن من تولى
( 8 ) - مج : چپ : مذكور و صفت ذكر
( 9 ) - بر : مرتفع مىشده است اگر فرض
( 10 ) - مى ، چپ : نفرمايند
( 11 ) - مى : با اهل .