آن خود را بر طريقه و نسبت ايشان مىداشتهاند و « 1 » بعضى اوقات در مجالس صحبت چنان معلوم مىشد كه حضرت سيد خود را بر طريق خواجگان قدس اللّه « 2 » تعالى ارواحهم مىدارند .
مىفرمودند كه حضرت سيد قاسم را دربانى بود كه كسى « 3 » را بىاجازت و دستورى ، پيش حضرت سيد نمىگذاشت « 4 » كه درآيد ، خدمت سيد به آن دربان گفته بودند كه هرگاه اين جوان تركستانى « 5 » آيد مانع وى « 6 » نشوى و گذارى كه پيش من آيد .
مىفرمودند كه من هر روز به در خانه سيد مىرسيدم ، ليكن با وجود دستورى هر دو روز « 7 » و هر سه روز يكبار پيش ايشان در مىآمدم ، كسان ايشان تعجب مىكردند كه شما دستورى يافتهايد ، چرا هر روز در نمىآييد ، ديگران را خود اجازت نيست و الا هرگز از پيش ايشان برنمىخاستند ، كسى را خوش نمىآيد كه از پيش ايشان برخيزد ، ليكن ايشان مردم را زود اجازت مىدادند اما هرگز مرا نخيزانيدند .
مىفرمودند كه يكبار در مبادى « 8 » ملازمت از من پرسيدند كه بابو ، چه نام دارى و عادت ايشان آن بود كه مردم « 9 » را بابو مىگفتند ، گفتم عبيد اللّه ، فرمودند كه « 10 » بايد كه تحقيق اسم خود كنى « 11 » انتهى كلامه قدس سره « 12 » .
خدمت مولانا محمد قاضى « 13 » عليهالرحمه در شرح اين سخن چنين نوشتهاند كه
هامش
( 1 ) - بر : مىداشتهاند در بعضى مجالس و صحبت چنان
( 2 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 3 ) - مى : كسى را رخصت بىاجازت و دستورى پيش ، مج ، چپ : كسى را بىاجازت و رخصت پيش
( 4 ) - مى : نمىگذاشته
( 5 ) - بر : درآيد
( 6 ) - چپ : مانع وى نشوى تا بيايد و گفت كه من هر روز
( 7 ) - بر : هر دو روز و سه روز
( 8 ) - بر : در مبادى حال
( 9 ) - بر :
مردان را
( 10 ) - بر : كه تحقيق اسم خود كنى
( 11 ) - در حاشيه نسخه چاپى اضافه شده آنچه از كلام شيخ الشيخ قدس سره در مطالب رشيدى مفهوم مىشود اينكه عبد بودن اكمل همه كمال است و به همين جهت در مقام كمال مدح فرمود ، سبحان الذى اسرى بعبده ليلا پس عبيد اللّه بودن اعلاى كمال است و اللّه اعلم . امير على عفى عنه
( 12 ) - مى : قدس اللّه سره
( 13 ) - بر :
محمد قاضى در شرح اين .