معذور است ، بتقريب ترك تحصيل موالى اين حكايت را بكرات فرمودند « 1 » .
حضرت ايشان « 2 » در مبادى حال كه از تاشكند سفر كردهاند ، در سمرقند و بخارا و غير آن بسيارى از كبار اصحاب « 3 » حضرت خواجه بهاء الدين و اصحاب ايشان و كثيرى را از اجله طبقه خواجگان قدس اللّه تعالى ارواحهم ديده بودهاند و صحبتها داشته ، چنانچه پيش از اين بتفاريق در ذكر سلسله خواجگان قدس اللّه « 4 » تعالى ارواحهم ايراد يافته است و هم « 5 » در سمرقند پيش از آنكه بخراسان آيند بصحبت و ملازمت حضرت سيد قاسم تبريزى قدس اللّه تعالى « 6 » سره مشرف شدهاند و چون بخراسان تشريف آوردهاند ، بار « 7 » ديگر به خدمت « 8 » حضرت سيد قدس سره و به بعضى ديگر از كبار مشايخ هرات ملاقات مىفرمودهاند و بر صحبت ايشان مداومت مىنمودند « 9 » چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد .
حضرت ايشان در سن بيست و دو سالگى تقريبا از تاشكند به سمرقند آمده بودهاند و چندگاه آنجا اقامت فرموده و در آن اوقات باتفاق حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس « 10 » سره ملازمت مولانا نظام الدين عليهالرحمه مىكردهاند و بصحبت ايشان بسيار مىرسيده « 11 » .
عزيزى از كبار اصحاب حضرت « 12 » ايشان مىفرموده « 13 » كه از بزرگى شنيدم كه گفت روزى در سمرقند به صحبت « 14 » مولانا نظام الدين رسيدم پيش ايشان نشستم ، ناگاه ديدم كه جوانى درآمد بهغايت نورانى و باهيبت و مهابت عظيم و زمانى نشست ،
هامش
( 1 ) - مج : چپ : مىفرمودند
( 2 ) - مى ، مج : كه در مبادى حال از
( 3 ) - بر :
اصحاب خواجه
( 4 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 5 ) - بر : ( وهم ) ندارد
( 6 ) - مج ، چپ : قدس سره
( 7 ) - مى : بارى ديگر
( 8 ) - چپ : به خدمت سيد قدس سره ، مى : به خدمت حضرت سيد قاسم قدس اللّه سره
( 9 ) - مى : مىنموده ، مى ، چپ : مىنمودهاند
( 10 ) - مى :
قدس اللّه سره
( 11 ) - بر : ايشان مىرسيده
( 12 ) - بر : اصحاب ايشان
( 13 ) - مج :
مىفرمودند چپ : مىفرمودهاند
( 14 ) - بر : بصحبت حضرت مولانا .