تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1479

مساهمون:

ص١٤٧٩
متعال از مثقالها واوزانى كه به قدر ذرهء ناچيز باشد از تو سؤال خواهد نمود . ( اشاره به آيه شريفه است كه مى فرمايد : " فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره ، و من يعمل مثقال ذرة شرا يره " ) . نامه را دريافتم ، چون خبر نامه و آمدن من به گوش فرماندار سجستان ، حسن بن عبد الله نيشابورى رسيد به استقبال من ، آمد و به احترام و تعظيم نامه تا دو فرسخ از شهر ، بيرون شتافته بود تا چشمش به نامه افتاد ، آن را گرفت و بوسيد و روى هر دو چشم خود گذاشت و به من گفت : " حاجت شما چيست ؟ " گفتم ، مرا خراجى بر گردن است كه در ديوان ماليات شما ثبت است و قادر به پرداخت آن نيستم ، دستور داد كه روى آن قلم بگيرند ، و مدت طولانى مرا از پرداخت ماليات معاف دارند . پس از آن از تعداد عائله من پرسيد ، از تعداد و هزينه عائله ام ، او را آگاه ساختم ، دستور داد كمك مؤثرى در حق من انجام دادند . فرماندار محل تا در سر كار بود به بركت آن نامهء من از احسان و نيكى مضايقه و كوتاهى نداشت " . ( 1 )

هشدار به مسئولين امور

استاد شيخ محمد جواد مغنيه لبنانى كه يكى از خدمتگزاران علم و مذهب مى باشد ، پس از نقل اين داستان مى افزايد : " اين حديث مىتواند هشدارى به گردانندگان امور ادارى باشد . آنان به مجرد اشغال يك ميز ادارى رياست يا مديريت ، تمام دوستىها و علاقهء برادرى و اسلامى را كنار مىگذارند و تغيير ماهيت داده و كوچكترين مشكل گشايى و چاره سازى در حق گرفتاران و ضعيفان از خود نشان نمىدهند ، چنين افرادى بهتر است كمى به خود آيند و بدانند ميز رياست و تشريفات ديگر ، همه زوال پذير و فنا شدنى است ، فقط آنچه جاودان و هميشگى است نيكوكارى و خدمت به مردم و رفع نيازمندى ديگران است و بس .
هامش
1 . الشيعه في الميزان استاد مغنيه ص 245 ، ناسخ التواريخ ج 1 ، ص 207 ، زندگانى امام جواد ( ع ) و منابع متعدد ديگر . البته اين داستان به صورت ديگرى در فصول پيشين گذشت .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1479 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي