از حق بود و ديگر 25 از ديو .
أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
« 1 » 26 . عقد 27 آن بود كه به دل و خاطر انديشى ، و عهد آن بود كه به زبان بگوئى . هر دو را وفا كنى . بدانكه طريق صوفيان بر وفاست .
8 - صحبت با اللّه 28 دو حرف است : اجابت و استقامت . اجابت عهد و استقامت وفا 29 . چنان كه شريعت دين است ، وفا اينان را دين است . در شريعت صد هزار فرمان بيش است و در حقيقت يك فرمان است . در وفا آمدى بهپاى ، تا وران به من آئى 30 .
9 - درك شريعت هزار سال به ساعتى در توان يافت ، و درك ساعتى حقيقت به هزار سال 31 در نتوان يافت .
10 - شيخ الاسلام گفت كه : اسحاق حافظ گفت كه على يوسف شيرازى گفت 32 : كه شيخ بوالحسن 33 جهضم همدانى گفت كه بندار اركانى 34 گفت كه : اللّه تعالى معرفت خويش چيزى 35 فرا رهى دهد از بندگان خويش ، كه ار بنده 36 با اللّه نه به آن معاملت كند ، آن 37 از وى بازنستاند و 38 به او بگذارد حجت را ، تا فردا و ازو به آن حساب 39 كند اما زيادت بازگيرد در زيادت دربندد 40 .
11 - شيخ الاسلام گفت كه : هركه نه در زيادت است اى در نقصان است 41 . و اين صعب است اين قوم را .
12 - و بندار 42 گفته : من لم يترك الكل رسما فى جنب الحق لا يحصل 43 له الكل حقيقة و هو الحق .
13 - و انشد بندار بن الحسين 44 :
نوائب الدهر ادبتنى * و انما يوعظ الاريب 45
قد ذقت حلوا و ذقت مرا * كذاك عيش الفتى ضروب
ما مر بؤس 46 و لا نعيم * الاولى فيهما نصيب 47
هامش
( 1 ) قرآن ، بقره / 40 .