تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
وراق گويد كه : سخن‌افزونى ، دل سخت كند 17 . 2 - شيخ الاسلام گفت كه : پيش ازو گفته‌اند 18 كه : خواب فراوان و خورد فراوان و گفت فراوان ، دل سخت كند 19 . بو بكر وراق مىگويد كه آن گفت فراوان 20 در خير و شر است . 3 - هم وى گفته كه 21 : سياحت و سفر چه كنى ؟ آنجا كه 22 ارادت تو در واخ شد و سروكار تو از آنجا خاست ، آنجا در واخ دار ، و به آنجا بازنشين 23 تا تمام شود ، و برين معنى بو الخير تيناتى 24 سخن گفته . 4 - شيخ الاسلام گفت 25 : هركه اكنون به سفر شود ، به ترك نماز و ترك مذهب بگفته بود ، وى 26 از عصمت بيرون است .
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ
« 1 » . 5 - شيخ الاسلام گفت كه : حسين ترمذى گويد كه : با ابو بكر 27 وراق مىرفتم در راه بر يك‌سوى رداى وى حرف « خا » ديدم و بر ديگر سوى « ميم » 28 . پرسيدم كه : اين چيست ؟ گفت : آن را نوشته‌ام تا هرگه « خا » بينم ، اخلاصم ياد آيد و كه 29 « ميم » بينم . مروتم ياد آيد . 6 - شيخ الاسلام گفت كه 30 اخلاص آن بود كه در معاملات باز و كسى بنه‌بينى ، و با خلق مروت بود تا ناگوار نبى 31 . 7 - و هم بو بكر وراق گفته كه 32 : عارف نبود كه علم معرفت گويد پيش ابناى دنيا . 8 - وى گفته كه 33 : مردمان سه‌اند : علما و امرا و فقرا . چون علما تباه شود ، فساد طاعت افتد ، و چون فساد امرا بود ، فساد 34 معاش بود ، و چون فساد فقرا بود ، فساد 35 اخلاق بود . 9 - و هم وى گفته كه 36 : شكر نعمت ديدن منت است . 10 - و 37 هم وى گفت 38 كه : خضوع فاسقان به از صولت مطيعان ( 37 ) .
هامش
( 1 ) قرآن ، نحل / 128 .