شيخ الاسلام گفت 1 :
على بن بندار بن الحسين الصوفى الصيرفى ، ابو الحسين 2
.
1 - از اجلهى مشايخ است از متأخران در نيشابور 3 ، از اقران نصرآبادى و حصرى و بو 4 عثمان مغربى و بو عبد اللّه خفيف و جز ايشان 5 . على امام 6 است روزيمند از ديدار مشايخ و مرزوق از صحبت ايشان . به نشابور 7 با بو عثمان حيرى و محفوظ صحبت داشته 8 ، و به سمرقند با محمد فضل بلخى و به بلخ با محمد حامد ، و به گوزگانان با بو على گوزگانى 9 ، و به رى با يوسف حسين 10 رازى ، و به بغداد جنيد ديده و رويم و سمنون 11 و بو ( 4 ) العباس عطا و جريرى 12 ، و به شام با طاهر مقدسى و با بو عبد اللّه 13 جلا و با بو عمرو دمشقى 14 ، و به مصر با بو ( 4 ) بكر مصرى و با بو ( 4 ) بكر زقاق و بو على 15 رودبارى صحبت داشته ، و مشايخ جهان ديده بود 16 و حديث بسيار داشت و ثقه بود در حديث 17 پيغامبر 18 صلى اللّه عليه و سلم .
2 - قاضى با منصور ازدى 19 هروى و با منصور فقيه نباج 20 وى را ديده بودند و از وى حديث سماع داشتند .
3 - وقتى اين على بندار با شيخ بو عبد اللّه خفيف 21 مىرفت ، در راه در تنگىء پلى 22 رسيدند ، شيخ بو عبد اللّه خفيف وى را گفت 23 : فراپيش رو . وى گفت : تو فرا پيش رو 24 . بو عبد اللّه خفيف گفت : اين چه گفتى چرا گفتى 25 ! تو جنيد ديدهاى ، من نديدهام 26 .
4 - شيخ الاسلام گفت 27 : مهينه نسبت اين طايفه 28 ديدار پيران است و صحبت