تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
فقر . گفت : السكون عند كل عدم و البذل عند كل وجود 21 . 5 - و هم وى گفت 22 : يحتاج المسافر فى سفره الى اربعة اشياء : علم يسوسه و ذكر يونسه و ورع يحجزه و يقين يحمله . 6 - شيخ الاسلام گفت كه : همه عمر به سر نشود ازين چهار چيز كه تو خود در سفرى روى فرا منزل 23 . هركه ازين چهار چيز مجرد است ضايع است بىعصمت و حفظ اللّه تعالى : علمى كه 24 رايض تو بود كه ترا راست و نرم مىكند و يارى 25 كه مونس تو بود تا در تنهائى وحشت نگيرد ، و ورعى كه بازدارنده‌ى 26 تو بود تا به هر نشايست 27 ننگرى ، و يقين و وجد كه مركب تو بود تا با پس 28 نمانى و در هرچه بى به زندگانى بى ، نه به كراهيت 29 . 7 - و هم اين محمد منصور وقتى سخن مىگفت با جمع 30 ، يكى گفت : ملامتى نه سخن ما ايد ما به اينكه ايم 31 ؟ وى جواب داد : عند ذكر الصالحين تنزل الرحمة . در ساعت باران در استاد بىهيچ ميغ 32 . شيخ الاسلام گفت : 1 - على عكى مرديست ازين طايفه به مكه بوده . 2 - وى گفت 33 : من رضى من الدنيا بالدنيا فهو ملعون ، و من رضى من العلم بالعلم فهو مفتون و من رضى من الزهد بالثناء فهو محجوب و من رضى من الحق 34 بشيء ما دون الحق كائنا من كان فهو طاغى 35 . 3 - شيخ الاسلام گفت 36 : تو دانى كه 37 دنيا كدام است ؟ ما دنا من قلبك فألهاك . هر كو 38 به دل تو رسد كه دل تو ازو باز پوشد آن دنيا توايد 39 . هر چيز كه ترا ازو مشغول 40 كند ، آن فتنه‌ى توايد 41 . 4 - 42 آنكه از علم به علم 43 راضى است مفتون است ، علم سيرت راست . علمى كه ترا سيرتى ندهد فتنه‌ى تو با 44 شد ( 42 ) . آگاهى چه به كار كه با آن كاركرد نبود 45 ؟ آگاهى كه ترا به كار نايد ترا فتنه باشد 46 .
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 127 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )