و للامام لنفسه 28 :
أ يعلم بالفوت من فته 29 * فعلم الفوات لاهل الوجود
و يشهد ناغيك 30 موجوده * تعالى وجودك عن ذا لشهود 31
شهود الوجود فوات الوجود * يعز بذاك صفاء القصود 32
شقيق بن ابراهيم البلخى 33
1 - از قديمان مشايخ است ، استاد حاتم اصمايد 34 ، و با ابراهيم ادهم صحبت داشته 35 و از نظيران وى است در روزگار وى ، و بر وى 36 زيادت بوده در زهد و توكل و فتوت 37 . كنيت او ابو على است . از اهل بلخ بود 38 ، مرد 39 زاهد بود 40 ، بر طريق توكل رفتيد 41 . مسافر بود و نيكوسخن ، و وى از 42 مشاهير مشايخ 43 خراسان است .
2 - شيخ الاسلام گفت كه : وقتى فرا ابراهيم 44 ادهم گفت كه : شما در معاش چگونه مىكنيد ؟ گفت : چون ياويم شكر كنيم و چون نياويم 45 صبر كنيم .
شقيق گفت : سگان خراسان همچنين مىكنند . ابراهيم گفت 46 : پس شما چون مىكنيد ؟ گفت : ما چون ياويم ايثار كنيم و چون نياويم شكر كنيم 47 . گويند كه 48 :
ابراهيم ادهم بوسه بر سر وى داد و گفت : استاد توئى .
3 - و گويند : شقيق طريقت از ابراهيم ادهم گرفته بود . شيخ الاسلام گفت كه شقيق نيكواعتقاد بود اما پسرى 49 داشت محمد نام ، مبتدع بود ، مخلوقگوى 50 .
و شقيق به اول صاحب رأى بوده ، صاحب حديث گشت ، سنى پاكيزه 51 ، شاگرد زفرايد 52 . وى را حرف است در تفسير قرآن : و من يؤمن بالله يهد قلبه « 1 » . وى گويد : الرضا و التسليم .
4 - شيخ الاسلام گفت كه : اسحاق حافظ گفت كه على عيسى مالينى گفت كه شكر 53 قهندزى گفت ، محمد بن المنذر 54 ، امام بوده در قهندز هرات 55 ، كه رجاء
هامش
( 1 ) قرآن ، تغابن / 11 .