تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
در خبر و غفلت آن‌همه مىسازيدم * چون عيان 58 پديد آمد ، از آن‌همه ، بپردازيدم . * ياد تو بشناختم ، خاموشى گزيدم 59 ، چون من كيست كه اين مرتبه را سزيدم 60 ؟
* * * 13 - شبلى گويد 61 : المريد ناطق و العارف اخرس . 14 - شيخ الاسلام گفت ، قدس اللّه روحه 62 :
ياد كردن 63 كسب است و فراموش نكردن زندگانى * زندگانى 64 وراى دو گيتى است 65 و كسب چنان كه دانى
* * *

فى مناجاته :

15 -
دوستى نگذاشت جز دوست ، و ديگر همه آوار 66 * ذاكر و مذكور يكى و رسم ذكر ازو يادگار . * * * 16 - الهى ، فرياد از ياد به اندازه و ديدار به هنگام و از آشنائى به نشان و دوستيى به پيغام 67 * و از ياد بيش از صحبت و الهى ، آميختن در ياد 68 .
* * *
. 17 - الهى ، چه ياد كنم كه همه يادم * من خرمن نشان خود فرا باد نهادم .
* * * 18 - به بهانه ، من بهانه چون شويم 69 و كه گفت 70 : علت است ، چون گويم ؟