و اول كس 33 كه صوفى خواندند بو 34 هاشم بود . و اول خانقاه صوفيان رمله 35 بود .
و چون جنيد پديد آمد در ديگر طبقه ، اين علم را ترتيب نهاد 36 و بسط كرد و كتب ساخت .
و چون شبلى پديد آمد در سه ديگر 37 طبقه ، اين علم با 38 سر منبر برد و آشكارا كرد . كه جنيد گفت كه :
ما اين علم در سردابهها 39 و خانهها مىگفتيم نهان ، شبلى آمد 40 و آن را با 41 سر منبر برد و بر خلق بوغست به تشنيع 42 .
4 - توفى ذو النون فى ذى القعدة 43 سنة خمس و اربعين ، و يقال سنة ثمان و اربعين و مأتين ، فى سنة التى مات فيها ابو تراب النخشبى .
5 - شيخ الاسلام گفت 44 ، عظم اللّه كرامته ، كه : اسماعيل دباس جيرفتى فرا من گفت كه شيخ با عبد الرحمن سلمى 45 گفت كه شيخ بو على سيروانى 46 گفت 47 :
حافظ امام اهل السنة 48 بىمنازع چون احمد حنبل بود در روزگار خود ، كه شيخ بو طالب غالب مصرى حافظ اخميمى گفت ، كه بو دجانهء 49 مصرى گفت ، كه ذو النون مصرى گفت . شيخ الاسلام گفت كه 50 اين اسناد درازست ليكن نيكوست 51 ، امامان بر امامان ، گوئى 52 اسناد از حكايت نيكوتر است .
6 - ذو النون گفت 53 :
سه 54 سفر كردم و سه علم آوردم 55 :
اول علمى 56 آوردم كه خاص و عام بپذيرفت 57 ، بار دوم سفر كردم 58 و علمى 59 آوردم كه خاص قبول كرد و عام قبول نكرد 60 .
و سفر سه ديگر 61 كردم ، علم 62 آوردم كه نه خاص بپذيرفت 63 و نه عام .
فبقيت شريدا طريدا وحيدا .
7 - أنشدنا الامام لابى الحسين النورى 64 :
تغرب امرى فانفردت بغربتى 65 * فصرت غريبا فى البرية اوحدا
تسرمد امرى فيك فهو مسرمد 66 * و افنيتنى 67 عنى فصرت موحدا