84 - و شيخ ما را گفت و وصيت كرد قدس سره
84 - و شيخ ما را گفت و وصيت كرد قدس سره
86 - ياد گيريد وار
87 - تا از آن
88 - + و گفت
91 - و هرگاه
92 - خود واتو
95 - « آن » ندارد .
97 - و اگر
صفحه 6 - 9
1 - من طبقة الاولى ابو هاشم . . . رحمه اللّه به كنيت معروفست
2 - شنيدم
4 - اول كسى
6 - الريا گويد
7 - بو هاشم را
9 - « رحمهما اللّه تعالى » ندارد .
11 - ليكن
12 - وى را گفتند نخست
13 - كه همكنان بودند
14 - ولايت
15 - و به سخن
16 - يافتند سخن
20 - « من » ندارد .
21 - يا بى
23 - هوا بلا ايستى بلا نيستى
24 - للامام رحمه اللّه
25 - علوى
26 - و ايضا له
27 - لقلبى شىء . . .
على انه كان و هو شديد تمر به الايام نسحت زيلها
28 - لقلبى شىء . . .
على انه كان و هو شديد تمر به الايام نسحت زيلها
30 - و ما سرنى
33 - « انشدناه ايضا لغيره » ندارد .
و بيت چنين است :
جور الهوى . . . * و بحله اطرف من بذله
لو سمح العشق من لاصحابه * ملات كل . . .
34 - ندارد .
37 - « وقتى » ندارد .
38 - بيرون مىآمد
39 - يحيى بن خالد
41 - و جزو را هم آرند اين حكايت
47 - بر ما از ابو محمد الجنيد كه گفت الشهرة آفة و كل يلتمسها
48 - شيخ الاسلام قدس اللّه روحه گفت كه
49 - ابو جعفر
50 - ابو العباس آملى رحمه اللّه كه
51 - ابو العباس آملى رحمه اللّه كه
54 - پيشين خانقاه جايگاه صوفيان
57 - كه مير ترسا روزى به
58 - كه مير ترسا روزى به
60 - در آغوش يكدگر كردند پس بر همان جاى
63 - از وى پرسيد كه
64 - هيچچيز
66 - گفت آن ما را طريقست
67 - جايى
68 - آئيد آن جايگاه به رمله بكرد و انشدنا
69 - آئيد آن جايگاه به رمله بكرد و انشدنا
71 - ندارد
72 - ندارد
73 - منزلها التى
74 - خلت بها و احب
صفحه 11 - 14 2 - من آخره