نسق واحد - اينان سه قاضىاند ، به يك نسق » وافزوده است كه « ظاهرا بايستى منظور ، صاعد بن أحمد وپدر وجدّش بوده باشد » . « 1 »
بهنظر مىرسد كه در نسبت وى به قبيلهء بنى تغلب كه ابن بشكوال « 2 » وديگران « 3 » براي أو آوردهاند ، نمىتوان شك كرد وبه نسخهء خطّى « م » كه آن را ثعلبى ذكر كرده است ، به علّت تأخر زمان كتابت واستنساخ آن ، نمىتوان اعتنا كرد ، امّا در باب ذكر نسب قاضى صاعد در صفحهء عنوان اين نسخه ، نسبت به منابع ديگر كمال بيشترى ديده مىشود كه از آن نمىتوان چشم پوشيد ومنابع كهن نيز آن را تأييد كردهاند وآن بدين ترتيب است :
أبو القاسم صاعد بن أحمد بن صاعد بن عبد الرحمن بن محمد بن صاعد بن عثمان بن وثيق الثعلبي . « 4 »
اگر به مطلب ذكر شده در نسخهء خطّى كتاب الصلة واين سه نفر صاعد نام كه در شجرهء نسب قاضى صاعد موجود است ، توجّه كنيم ، مىتوانيم بگوييم كه آنچه در كنار نام صاعد ، آمده ، مىتواند نظر به اين دو شخص صاعد نام از أجداد قاضى صاعد داشته باشد كه با نام خود وى ، سه شخص صاعد نام در شجره تشكيل شده است ودر اين صورت واژهء « نسق » ، معناى توالى نسبتا منظّمى را مىدهد كه در شجره مشاهده مىشود .
البتة در مورد جدّ قاضى صاعد ، عبد الرحمن بن محمد بن صاعد بن وثيق كه كنيهاش أبو المطرّف بوده است ، در منابع ، مطالب جالبى به چشم مىخورد . « 5 » از جمله ، ابن الفرضي وى را از عالمان بزرگ ديني شمرده كه به مشرق سفر كرده وپس از بازگشت از آنجا ، عهدهدار مقام قضا در شهر شذونه « 6 » شده وسپس به منظور اشتغال كامل به علم ،
هامش
( 1 ) . همان جا .
( 2 ) . 2 / 232 .
( 3 ) . ( أرسلان ، 1 / 11 ؛ كحّاله ، 4 / 77 ؛ زركلى ، 3 / 186 ؛ بستاني ، 3 / 280 ؛ فرّوخ ، 4 / 582 ) .
( 4 ) . نك : صفحهء عنوان نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى پاريس كه در اين كتاب از آن با رمز « م » ياد كردهايم ؛ ابن الفرضي ، 1 / 309 - 310 .
( 5 ) . ابن الفرضي ، 1 / 9 / 3 - 310 .
( 6 ) .. anodiS