تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1392

مساهمون:

ص١٣٩٢
رضا شهنشه خوبان على بن موسى * ابوالحسن كه حريمش پناهگاه بود خدا رئوف ورسولش رئوف واوست رئوف * رضا ورأفت او رحمت إله بود امام ثامن و ضامن كه آستانهء او * پناه مردم بى پشت و بى پناه بود شه سرير ولايت كه هر كه از در او * بتافت روى ، همه طاعتش تباه بود هماره كشور ايران زيمن مقدم او * قرين شوكت ومحسود مهر و ماه بود بگو به خصم كه سلطان دين وخسرو طوس * رضا هميشه نگهدار ودادخواه بود بياز درگه او ( پيروى ) گدائى كن * گداى درگه اين شاه پادشاه بود 17 . دكتر ناظم زاده / معاصر :

در مدح حضرت رضا ( عليه السلام )

از سربرفت هوش زشوق وصال تو * هرگز برون نمى رود از دل ، خيال تو مائيم در حريم تو سرگشته ذره وار * اى آفتاب ، خيره زنور جمال تو رضوان رضا دهد كه فرود آيد از بهشت * رو بد به مژه گرد ، زصف نعال تو فرزند مصطفائى ودلبند مرتضى * كامل شد از ازل همه فخر و كمال تو ايمن زحادثات زمان آستان توست * مأمون نارشيد چه داند مآل تو شد فيض بخش ، خاك خراسان سرافراز * از مقدم خجستهء فرخنده فال تو عز آن بود كه آل على را خداى داد * اى عزت وجلال تو از ذوالجلال تو هرگز مباد منفصل از دامن تو دست * اى با خداى خويش همه اتصال تو ظل عنايت تو عجب سايه گستر است * ملجأ كجاست جز كنف بى همال تو روز ولادت تو ولايم زرى به طوس * با پاى گر كشاند به عشق وصال تو خواندى بپايبوس خود از مرحمت مرا * آخر چگونه شكر گزارم نوال تو ؟ غم رفت وشادى آمد وآسود جان و هست * اين معجزى زمشهد جنت مآل تو