تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1372

مساهمون:

ص١٣٧٢
آيند هر آن كس كه تبار به على ( عليه السلام ) نمى رساند وقتى او را نسبت مى دهى پس او را از گذشتگان افتخارى نيست شما اى خاندان على ( عليه السلام ) مردم بزرگوارى هستيد چون در پيش شما است علم قرآن و آنچه سوره ها در برگرفته اند " . امام ( عليه السلام ) او را مورد تشويق قرار داد به خدمتگزار خود فرمود آيا چيزى همراه تو هست ؟ پاسخ داد : چرا سيصد دينار همراه دارم . امام ( عليه السلام ) فرمود : آنها را به ابونواس بده سپس فرمود : شايد اين پول كم باشد پس استر را هم پيش او بران . ( 1 ) ابونواس پس از جلوگيرى از مدح امام ( عليه السلام ) باز شعرى در مدح امام سروده اند كه مطلعش چنين است : قيل لى ، انت اوحد الناس طرا * فى فنون من الكلام النبيه لك من جوهر الكلام بديع * يثمر الدر ، في يدى مجتنيه فعلى ما تركت مدح ابن موسى ؟ * و الخصال التى تجمعن فيه ؟ قلت لا اهتدى لمدح امام * كان جبريل خادما لأبيه خلاصهء مضمون شعر آنست به من گفتند تو كه در سخن و سخنورى ، اوحدى و يكتا هستى و جوهر كلام و بديع سخن را مىشناسى كه در را در اختيار طالبان آن قرار مىدهد پس چرا مدح و توصيف فرزند موسى بن جعفر را ترك نموده اى با اينكه او ، آنهمه خصال حميده و فضايل پسنديده را در بردارد ؟ در پاسخ گفتم آرى اين امر حقيقت دارد ولى من چه كنم تا رشته ى سخن بدست آورم و مدح امامى را به سرايم كه جبرئيل خادم پدرش بوده است ؟ 2 . دعبل خزاعى : شاعر متعهد و دلسوز ديگرى ، دعبل خزاعى است كه معاصر امام بوده است و سرودهء
هامش
1 . اربلى ، كشف الغمه ج 3 ، ص 111 ، المناقب ج 4 ، ص 367 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1372 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي