تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1199

مساهمون:

ص١١٩٩
بخش دوم / آراء ديگران دربارهء امام ( ع ) . . . پيشوايان عاليقدر ما از نظر كمال عقل و رشد فكرى و موقعيت اجتماعى در حد بسيار ممتازى قرار داشتند كه هيچ نوع مقايسه و مشابهتى با ديگر افراد جامعه نداشتند . آنان از دوران كودكى مراتب نبوغ ذاتى و فروغ عقلى و شايستگى درك الهامات غيبى را در ضمن گفتار و كردار و معاشرت با ديگران ، به منصهء ظهور رسانده اند و اين موضوعى است كه ادعاى محض نيست بلكه شواهد تاريخى و قرائنى كه گاهى از مخالفين و بد خواهان آنان نيز سر زده است مىتواند مؤيد و گواه صدق گفتار ما بوده باشد . به عنوان آنكه فضيلت آنست كه ديگران اعتراف نمايند نه خود مدعى و اهل خانه ، طبق معمول آراء و نظريات چند تن از دانشمندان اهل سنت اعم از رجال علم و درايت يا رجال سياست و اجتماعى را در مورد معرفى شخصيت آن بزرگوار از منابع معتبر خودشان ، مى آوريم . خواننده گرامى به اين نكته هم توجه دارد كه آنان هر كدام از ديدگاه خاص و از زاويه ويژهء خود ، شخصيت امام ( عليه السلام ) را مورد توجه قرار داده اند و نظريه آنان هرگز نمى تواند به صورت جامع و شمولى ، نمايانگر و معرف شخصيت جامع الأطراف آن بزرگواران باشد . اينك به نقل نظريات چند تن إكتفا مى گردد : 1 . گفتار هارون الرشيد هارون كه از سرسخت ترين دشمنان و بدخواهان امام موسى بن جعفر ( عليه السلام ) بود به مناقب و فضائل آن بزرگوار اعتراف و اقرار نموده است و فضيلت واقعى آنست كه دشمن بر آن اعتراف كند و داستان اين اظهار حقيقت آنست كه مأمون روايت مىكند : همراه پدرم به مكه مسافرت كردم برادرانم نيز در آن سفر ملتزم ركاب پدر بودند به مدينه رسيديم . پدرم در دارالأمارة نزول اجلال كرد . او عادت داشت كه عطاياى قريش را در روز نزول خود تقسيم كند . سپرده بود كه قريشى ها هر كدام نام پدران خود را در آستانهء در ، به فضل بن ربيع باز بگويند و سلسله اسلاف خود را بشمارند تا جائزه و سهم خود را دريافت دارند . از قريشى ها چهار نفرى بيشتر نيامده بودند كه دم در فضل در آمد و گفت :