تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1190

مساهمون:

ص١١٩٠
ولى امام امتناع مى ورزيد ، تا آنكه او را با ملكى كه در آن كار مى كرد به هزار دينار خريد و برده را در راه خدا آزاد ساخت وملك را در اختيار او گذاشت تا وسيله ى معيشت وى باشد . امام با اين عمل خواست كه در برابر احسان وخدمت آن برده ، احسان و نيكى متقابل داشته باشد . به بركت اين عطاى خاص امام خداوند متعال وسعتى در كار او فراهم آورد كه فرزندان او گردانندگان چرخ اقتصادى بازار مكه گرديدند " . ( 1 ) ابن صباغ مالكى در مورد كرم و سخاوت آن بزرگوار مى نويسد : " موسى بن جعفر ( عليه السلام ) عابدترين و داناترين و سخىترين و پاك نفس ترين مردم عصر خود بود او پول و مواد غذائى و ديگر نيازمندىهاى ضرورى را به خانه‌هاى مستمندان مدينه حمل مىكرد بى آنكه آنان اطلاع پيدا نمايند اين احسان‌ها و كمك‌ها از كدام ناحيه است و تا روز رحلت آن بزرگوار كسى از اين راز آگاهى نداشت " . ( 2 )

احسان به دشمن

احسان و نيكى كردن به دوستان كار سهل و آسانى است چون در آنان اميد عوض يا حس إشباع حب ذات و خود دوستى نهفته است و بالأخره او دوست و همكار محسوب مى گردد . ولى كمال كرم و سخاء در آنست كه انسان دوست و دشمن را در موقع نياز ، برابر به حساب آورد و تنها خدا را مقصد و مقصود خود قرار دهد . اين برنامه در زندگى امام ( صلى الله عليه وآله ) بارها اتفاق افتاده است كه تنها به نقل داستان زير بسنده مى كنيم : " در شهر مدينه مردى گمنام و فرومايه‌اى به سر مى برد كه با امام ( عليه السلام ) عداوت شديد و كينهء قلبى ديرينه داشت . حكومت وقت و ايادى او نيز او را تحريك و از عمليات او پشتيبانى مى نمود و او را وا مى داشت هر كينه اى كه در دل دارد در حق خاندان پيامبر و نوادگان على ( عليه السلام ) روا دارد اين مرد اصرار مى ورزيد كه كينه ى ديرينه و زهرآگين خود را منحصرا بر دامان موسى بن جعفر ( عليه السلام ) سرشناس ترين فرد خاندان علوى بريزد .
هامش
1 . حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 1 ، ص 150 به نقل از تاريخ خطيب بغداد . 2 . الفصول المهمه ، ابن صباغ مالكى ، ص 219 .