نمونه اى از خونريزىهاى حجاج
او در دوران فرماندارى خود به چند شهر مهم اسلامى : مدينه ، كوفه ، بصره ، هزاران
نفر از دوستداران اهل بيت و سادات علوى را به خاك و خون كشيد . و شخصيتهاى
اسلامى را كشت و امام سجاد را دست بسته از مدينه تا شام كشانيد با اين همه جنايت در
نظر عبد الملك آنچنان مورد پذيرش قرار گرفته بود كه به ولى عهد خود وليد ، احترام و
رعايت حقوق و احترامات حجاج را مورد سفارش اكيد قرار داده بود . . . " . ( 1 )
2 . وليد فرزند عبد الملك
پس از مرگ عبد الملك كه در سال 86 ماه 8 شوال اتفاق افتاد و همان روز پسرش
منصب حكومت را اشغال نمود و به مدت نه سال و 7 ماه تخت حكومت را در اشغال
خود داشت .
او به كارهاى عمران و آبادى علاقه داشت ، مسجد جامع دمشق و توسعه مسجد
مدينه از كارهاى اوست آنچنان كه به ازدواج وبوالهوسى نيز فريفته بود و آمار
ازدواجهاى مكرر او را با جوجه كنيزكان لعبت باز به 63 تن رسانيده اند . ( 2 )
او فرماندارى و حكومت حجاج را تأئيد كرد و شدت عمل در مورد سادات علوى را
تأكيد نمود داستان يا واقعه زير ، بيانگر عمليات قهرآميز اوست .
گويند يكى از فراريان از ظلم حجاج به آبادى دور دست پناه برده بود سگى را
مشاهده نمود كه در سايه درختى دراز كشيده و مشغول استراحت و تمدد اعصاب است
با خود مى گويد : اى كاش من هم مانند اين حيوان بودم و از شر حجاج با آسودگى به
استراحت مىپرداختنم او از آنجا عبور مىكند پس از مدتى عبورش از آنجا مى افتد و
ناگاه چشمش به همان سگ مى افتد كه مردم از راز مردن او مى پرسند مى گويند : از
هامش
1 . السيوطى ، ص 85 .
2 . الاناقه في كل الخلافة ، ج 1 ، ص 33 .