تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1059

مساهمون:

ص١٠٥٩
پيدا مى كردند . گاهى امام دانشمندانى را كه براى بحث و مناظره مراجعه مى كردند راهنمايى مى كرد تا با يكى از شاگردانى كه در آن رشته تخصص داشت ، مناظره كند . " هشام بن سالم " مى گويد : روزى با گروهى از ياران امام ( عليه السلام ) در محضر آن حضرت نشسته بوديم يك نفر مرد شامى اجازه ورود خواست و پس از كسب اجازه وارد مجلس شد ، امام فرمود بنشين و آنگاه پرسيد چه مى خواهى ؟ مرد شامى مى گفت : شنيده ام شما به تمام سئوالات و مشكلات و نيازهاى علمى مردم پاسخ مى گوييد ، آمده ام با شما بحث و مناظره بكنم امام صادق فرمود : در چه موضوع ؟ شامى گفت : درباره كيفيت قرائت قرآن . امام رو به حمران كرده فرمود : حمران جواب اين شخص با توست من مى خواهم با شما بحث كنم نه حمران . اگر حمران را محكوم كردى آن وقت با من . مرد شامى ناگزير با حمران وارد بحث شد هر چه شامى پرسيد پاسخ قاطع ومستدل از حمران شنيد به طورى كه سرانجام از ادامهء بحث فرو ماند و سخت ناراحت و خسته شد . امام فرمود : چگونه ديدى ؟ راستى حمران خيلى زبر دست است هر چه پرسيدم به نحو شايسته اى پاسخ داد . ( 1 ) 5 . مفضل بن عمر جعفى او يكى ديگر از ياران مخلص امام ( عليه السلام ) و يكى از فقهاى بزرگ به شمار مى آيد كه متصدى بخشى از امور امام بود گروهى از علاقه مندان امام به مدينه آمدند . تقاضا نمودند شخصى را به آنها معرفى نمايند كه به هنگام نياز در امور دينى و احكام شرعى به او مراجعه كنند . امام فرمود : هر كس سوالى دارد بيايد از خودم بپرسد . آنان اصرار ورزيدند كه حتما شخصى را معرفى فرمايند ، فرمود مفضل را برايتان
هامش
1 . رجال كشى ، ص 135 .