امام باقر ( عليه السلام ) از زبان شاگردان
مفيد رحمة الله در ارشاد از يحيى بن عبد الحميد نقل مىكند ، كه گفته است : محمد
بن على بن الحسين از اهل الذكر در آيهء " فاسألوا اهل الذكر " است او از اخبار گذشتگان و
اخبار انبياء خبر داده و از او كتابهاى غزوات نوشته و سنن رسول الله را روايت كرده اند ، و
در مناسك حج به رواياتى كه از رسول خدا نقل فرموده اعتماد نموده اند ، و از او تفسير
قرآن نوشته اند ، و خاصه وعامه از او نقل حديث كرده اند ، هر كه از اهل آراء مختلف به
محضر او رسيده او را مجاب كرده است و مردم ، بسيارى از علوم كلام را از او به يادگار
داشته اند . ( 1 )
مرحوم شيخ طوسى در رجال خويش ص 102 - 142 چهارصد و شصت و چهار نفر از
اصحاب آن حضرت را نام برده كه همه از آن بزرگوار نقل حديث كرده اند .
1 . ابن قداح :
ابن قداح از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه فرمود : پدرم ( امام باقر ) كثير الذكر بود ، خدا
را بسيار ياد مى كرد ، من در خدمت او راه مى رفتم مى ديدم كه خدا را ذكر مىكند . با او به
طعام خوردن مى نشستم ، مى ديدم كه زبانش به ذكر خدا گوياست . با مردم سخن مى گفت
و اين كار را از ذكر خدا مشغول نمى كرد .
من مرتب مى ديدم كه زبانش به سقف دهانش چسبيده و مى گويد : " لا إله الا الله " . او در
خانه ، ما را جمع مى كرد و مى فرمود تا طلوع خورشيد خدا را ذكر كنيم ، هر كه قراءت قرآن
مى توانست امر به قراءت قرآن مى كرد و هر كه نمى توانست امر به ذكر خدا مى فرمود . ( 2 )
2 . زرارة بن أعين :
زرارة بن أعين مى گويد : ابوجعفر امام باقر ( عليه السلام ) در تشييع جنازه اى از قريش حاضر
شدند ، من نيز در خدمتش بودم ، عطاء بن ابى رباح از جملهء حاضران بود ، زنى در پشت
جنازه ضجه مى كشيد و ناله مىكرد ، عطاء به آن زن گفت : ساكت شو و صدايت بلند نشود
و گرنه من بر مى گردم ، زن ساكت نشد ، عطا برگشت . من به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : عطاء
هامش
1 . ارشاد ص 248 .
2 . اصول كافى ج 2 ، ص 499 ضمن حديث .