تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
" در خانه اى كه او در آنجا در حال سجده بود ، آتش افتاد و اهل خانه فرياد مى كردند كه اى فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) آتش ! سر از سجده بر نداشت بعد از زمانى سر برداشت از او پرسيدند چه چيز شما را از اين آتش غافل گردانيد ؟ فرمود : آتش ديگر مرا ، از اين آتش غافل گردانيد " . " وكان يقول : ان قوما عبدوالله عزوجل رهبة فتلك عبادة العبيد ، وآخرين عبدوالله رغبة فتلك عبادة التجار ، وآخرين عبدوه شكرا فتلك عبادة الأحرار . " " بارها آن حضرت مى فرمود : گروهى خداى را از روى ترس عبادت مى كنند و اين عبادت بردگان است و گروهى به انگيزهء پاداش مىپرستند و اين عبادت تجارت پيشگان است و گروهى او را براى آن كه از او سپاسگزارى كرده باشند ، عبادت مى مايند و اين نوع عبادت ، عبادت آزادگان است " . " باز روايت شده است كه مردى به امام سجاد ( عليه السلام ) ناسزا گفت . و به وى افتراء بست حضرت به او فرمود : اگر آنچه گفتى در من باشد ، پس به خدا توبه مى كنم و طلب آمرزش مى نمايم و اگر نباشد ، در اين صورت تو به من افتراء بستى و خداوند تو را بيامرزد . همين كه آن مرد اين برخورد را از امام ديد ، بلند شد و سر آن حضرت را بوسيد و گفت : فدايت شوم تو آن طورى كه من گفتم نيستى پس مرا ببخش . فرمود : خداوند تو را بيامرزد آن مرد گفت : خدا مىداند كه رسالت خويش را كجا قرار دهد ؟ " ( 1 ) در پايان " يافعى " مى افزايد : " محاسن و فضائل او بيش از آنست كه ما در اينجا به اين اختصار بسنده كرديم " . 20 . ابن عماد حنبلى ( م 1089 ) : صاحب كتاب " شذرات الذهب في أخبار من ذهب " گويد : " زين العابدين على بن حسين هاشمى ، به جهت كثرت عبادتش " زين العابدين " ناميده شد و تا روزى كه فوت كرد و در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند و روزى كه پدرش به شهادت رسيد ، مريض بود از اينرو متعرض او نشدند ، سپس داستان
هامش
1 . يافعى مراة الجنان ، ج 1 ، ص 191 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 750 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي