استقبال كرده است و هيچ گاه جز بهنگام " تشهد " كلمه " لا " بر زبان نرانده است و اگر ذكر
تشهد نمى بود " نه " او نيز " بلى " همى بود .
16 . شاخهء نيرومند شخصيت او از پيكر و شخصيت پيمبر دميده است و از اينرو
عناصر وجودش و اخلاق و سجايايش پاك و پاكيزه است .
17 . او به دوش كشنده بار مشكلات اقوامى است كه زير سنگينى آن بار به زانو در
آمده اند ، چنان كه خوئى ستوده و روئى گشوده دارد و اعلام پذيرش حوائج مستمندان در
مذاق جانش شيرين و خوشايند است .
18 . اين ، فرزند " فاطمه " است اگر او را نمىشناسى او كسى است كه پيمبران خدا به
جد امجدش ختم شدهاند وطغراى رسالتهاى آسمان به نام همايون او حسن ختام و
زيبائى فرجام يافته است .
19 . خدا او را از ازل برترى داده است و شرف بخشيده و قلم قضاء در تحقيق اين
مشيت بر لوح قدر ، روان گشته است .
20 . اين ، فرزند كسى است كه فضل پيمبران پايين تر از فضل اوست و فضل امتهاشان
پايينتر از فضل امت اوست .
21 . خورشيد فروزان احسان او گرمى و روشنى بر همگان افشانده ، و از اينرو در برابر
اشعه نيرومندش تاريكى لجاج و ضلال ، از فضاى انديشه و دل گمراهان و عظمت فقر از
محيط زندگى مستمندان و تيرگى ستم از آفاق حيات ستمزدگان ، رخت بربسته و به
يكسو رفته است .
22 . هر دو دستش ابرى فياض و رحمت گستر است . كه رگبار فيض فرو مى بارد و ماده
جود و عطايش ، هيچ گاه كاستى نمى پذيرد .
23 . خوى نرم و سازگارى دارد ، و مردم هر زمان از حدت خشمش در امانند و هميشه
دو خصلت حلم و كرم جوانب شخصيت او را همى آرايند .
24 . هيچ گاه خلف وعده نمى كند ، و نهادش آميخته با خير و طبيعتش سرشته بايمن
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 728
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٧٢٨