تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
كثرت نماز و ديگر صفات كمال ، سجيه وخوى آن حضرت بود . ابن عبدربه در جزء چهارم كتاب " عقد الفريد " نقل مىكند كه به على بن الحسين ( عليه السلام ) گفته شد : " چقدر فرزندان پدر شما كم هستند ! " فرمود : " عجب است كه داراى اين چند فرزند هم شده است ، زيرا او در هر شبانه روز ، هزار ركعت نماز بجا مى آورد و ديگر فرصتى براى مجالست با زوجات خويش نداشت " . بامداد عاشورا ، حسين ( عليه السلام ) دستور داد تا خيمه اى برپا نمودند و در ظرفى كه عطر بسيارى در آن بود ، نوره تهيه كردند و به آن خيمه آمد تا به نظافت بپردازد . روايت شده كه برير بن خضير همدانى وعبد الرحمن بن عبد ربه انصارى ، پشت خيمه منتظر بودند كه بعد از حسين ( عليه السلام ) اقدام به تنظيف كنند . در اين هنگام برير شروع به مزاح كردن با عبد الرحمن نمود . عبد الرحمن گفت : " اى برير ! آيا مىخندى ؟ اكنون موقع خنده و جاى گفتن سخنان خنده آميز است ؟ " برير گفت : " طايفهء من مى دانند كه من شوخى و مزاح را در جوانى و پيرى دوست نداشته ام ، و ليكن به خاطر خوشحالى اى كه از وصال به شهادت دارم ، اين عمل را انجام مى دهم . به خدا قسم چيزى نمانده است تا با شمشير خود با اين جمعيت روبرو شويم و ساعتى با آنها بجنگيم و سپس دست بر گردن حوريان بهشتى اندازيم " .

بامداد عاشورا

راوى مى گويد : سپاه عمر بن سعد سوار شدند وحسين ( ع ) ، برير بن خضير را به سوى آنان فرستاد . برير آنان را موعظه كرد و مطالبى را به ايشان تذكر داد ، ولى اعتنا نكردند و در آنان اثر نكرد . پس از آن حسين ( عليه السلام ) بر شتر - و به قولى بر اسب - خود سوار شد و ياران عمر بن سعد را دعوت به سكوت و توجه به كلمات خود كرد . آنان ساكت شدند . حسين ( عليه السلام ) حمد و ثناى خداوند را به بهترين وجهى ادا نمود و بر محمد ( صلى الله عليه وآله ) و فرشتگان و پيغمبران درود فرستاد و داد سخن داد و پس از آن فرمود :