تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
به او معرفى مى نمايم : من على بن الحسين بن على بن ابى طالبم . من فرزند آن كسى هستم كه حرمت او را شكستند و نعمت او را گرفتند و اموال او را به غارت و يغما بردند و اهل بيتش را اسير كردند . من پسر آن كسى هستم كه او را كنار شط فرات بى آنكه از او خونى طلب داشته باشند ، به قتل رساندند . من فرزند كسى هستم كه با زجر و زحمت كشته شد و همين افتخار براى ما كافى است . اى مردم ! شما را به خدا سوگند ، آيا مىدانيد كه شما براى پدر من نامه ها نوشتيد و چون به سوى شما آمد ، با او خدعه ومكر نموديد و آنگاه او را كشتيد ؟ مردم ! هلاكت بر شما باد با اين ذخيره اى كه در عالم آخرت براى خود فرستاديد و چه فكر و انديشهء زشت و ناپسندى داريد ! شما با كدام چشم به چهرهء رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نگاه مى كنيد ، هنگامى كه به شما بگويد : " فرزندان مرا كشتيد و هتك حرمت من نموديد و شما از امت من نيستيد " ؟ راوى مى گويد : در اين موقع از هر طرف صداى گريه بلند شد و بعضى به بعضى ديگر گفتند : " هلاك شديد و ندانستيد " . حضرت سجاد ( عليه السلام ) فرمود : " مشمول رحمت خدا باشد كسى كه نصيحت مرا بپذيريد و وصيت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهل بيتش حفظ كند ، چون پيروى و اقتداى به ما اقتداء به رسول خداست " . مردم يكصدا گفتند : " اى پسر پيغمبر ! ما همه گوش به فرمان تو و مطيع تو و نگاه دارندهء عهد و پيمان تو هستيم و هرگز از تو روى بازنمىگردانيم و به هر چه امر كنى اطاعت مى كنيم و مىجنگيم با هر كه با تو بجنگد ، و مسالمت مىكنيم با هر كه با تو مسالمت كند ، تا از يزيد خونخواهى كنيم و از كسانى كه به تو ظلم كردند و ستم نمودند بيزارى جوييم " . فرمود : " هيهات ! هيهات ! اى غدارهاى حيله باز كه جز خدعه ومكر خصلتى در شما نيست ! آيا مى خواهيد آنچه را كه با پدران من نموديد با من نيز روا داريد ؟ به خدا قسم چنين امرى ممكن نيست ، زيرا هنوز جراحاتى را كه از اهل بيت پدرم بر دل من وارد آمده است
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 668 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي