تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
به عقد امام مجتبى ( عليه السلام ) درآمد . ( 1 ) 5 . روزى ، در حضور معاويه و عمروعاص و شاميان ، امام مجتبى ( عليه السلام ) در خطبه اى خود را معرفى كرد . معاويه گفت : اما انك يا حسن قد كنت ترجو ان تكون خليفة ولست هناك . اما تو اى حسن ، انتظار مى كشيدى تا خليفه ، شوى ! ولى اين چنين نشد . امام در پاسخ داد : خليفه ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) كسى است كه طبق سيره ء پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) عمل كند ، اطاعت خدا را پيشه ى خود سازد ، ولى كسى كه بر اساس جور حكم مىدهد و سنت رسول خدا را تعطيل مىكند ، خليفه نيست ، كسى كه دنيا را به عنوان پدر و مادر خود برگزيد كسى كه بندگان خود را بازيچهء هوس بازيهاى خود و با اموال مردم ، طبق دلخواه خود عمل مىكند او خليفه نيست . ( 2 ) 6 . روزى معاويه در مدينه در خطبه اى گفت : ابن على بن ابيطالب ؟ امام حسن ( عليه السلام ) از جاى برخاست و در حضور همگان فرمود : " - خداوند رسولى را مبعوث نكرد جز آنكه از اهل بيت او براى او وصى و جانشين ، برگزيد و هيچ پيامبرى مبعوث نگشت جز آنكه براى او دشمنى از انسان‌هاى اهل جرم و معاصى قرار داده است . على ( عليه السلام ) وصى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بود و من پسر على ( عليه السلام ) هستم . تو اى معاويه پسر صخر و جد تو حرب است ولى جد من رسول خدا است مادرت هند است ولى مادر من فاطمه ( عليه السلام ) است ، جده من خديجه است ولى جده تو نسيله است . خدا لعنت كند كسى را كه از جهت حسب ونسب ، پست است و در كفر سابقه دار است و مردم از او خاطرات بدى دارند ونفاق او شديد است " . در اين هنگام همه مردم حاضر آمين گفتند ، در اين جا بود كه معاويه از منبر فرود آمد . ( 3 )
هامش
1 . ر . ك : ابن شهر آشوب ، مناقب ، ص 42 - 41 ، چاپ دار الأضواء . 2 . ر . ك : طبرى ، الإحتجاج ، ج 1 ، ص 282 ، نشر المرتضى . 3 . ر . ك : طبرسى ، الإحتجاج ، ج 1 ، ص 282 ، نشر المرتضى - طبع اسوه ، ج 2 ، ص 53 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 496 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي