تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
كوفيان ودشمنى هاى منافقين ، و از همه بدتر شماتت دوستان نادان ، به تدريج بر جگر آن حضرت ريخته شده بود . امام حسن ( عليه السلام ) ضمن وصيت به برادرش حضرت حسين ودايع امامت را به او سپرد و شايستگى او را به جانشينى خود به مردم رسانيد وشيعيانش را به امامت او راهنمائى فرمود وسپس به آن حضرت سفارش كرد كه چون از دنيا رفتم چشم مرا بپوشان و غسل ده و كفن نما و در تابوت گذاشته به سوى قبر جدم رسول خدا ببر تا تجديد عهدى با او نمايم و پس از آن به بقيع برده و در كنار جده ام فاطمهء بنت اسد دفن كنيد وشما به زودى مى بينيد كه گروهى ( بنى اميه ) به تصور اينكه مرا مى خواهيد در كنار جدم دفن كنيد از شما ممانعت مى كنند و من ترا به خدا سوگند مى دهم كه مبادا درباره ء من به اندازه ء شيشهء حجامتى خون ريخته شود " . ( 1 )

وصيت امام مجتبى ( عليه السلام )

علامه طبرسى در " اعلام الورى " مى نويسد : پس از آنكه امام مجتبى ( عليه السلام ) مسموم شد ، امام حسين ( عليه السلام ) را به پيش خود فرا خواند دو اين چنين وصيت نمود : برادرم ! به زودى از شما جدا مى شوم ، به پروردگارم مى پيوندم ، مرا مسموم كردند ، قلبم از تنم ، ميان طشت جاى گرفت ، مى دانم چه كسى مرا بدين روز افكند ولى او و اين جنايت را به دادگاه قيامت موكول كردم ، او را كار نداشته باشيد ، وقتى از دنيا رفتم غسلم بده ، كفنم كن ، جنازه ء مرا جهت تجديد عهد به كنار قبر پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ببر ، گروهى كه گمان مى كنند مرا آنجا دفن مى كنيد ممانعت خواهند كرد ولى هرگز نبايد ، قطره خونى در پاى جنازه ام ريخته شود . ( 2 ) سپس بدنم را كنار قبر جده ام فاطمه بنت اسد ، در بقيع دفن كنيد . در صبح روز نوزدهم ماه رمضان كه امام مجتبى ( عليه السلام ) بر اثر ديدن زخم سر پدر مظلومش توسط شمشير ابن ملجم ، بى تاب شده بود ، أمير المؤمنين ( عليه السلام ) او را امر به صبر
هامش
1 . ارشاد شيخ مفيد ص 175 ، اصول كافى ج 2 ، كتاب الحجة . 2 . حر عاملى ، اثباة الهداة ، ج 5 ، ص 143 .