تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
دور نگه دارم ، و ستمگر چندان به حريم من نزديك شده است كه بايد به گوشهء عبا ، او را از خود برانم . ( اگر قمريان شب هنگام ، بر شاخسارها گريه و نالهء اندوه سر مىدهند ، من هر بامداد نيز نالان و گريانم . پس از تو ، حزن واندوه چنان در جانم ريخته كه ديگر مايهء زندگى ام شده ، و در سوگ تو سرشك غم ديگر زيب و زينت من گرديده است . چه باك ، كه سزاوار است آن كس كه عطر مرقد محمد ( صلى الله عليه وآله ) را تنفس كرده است ، ديگر مشك و عنبر نبويد و اينها را به چيزى نيانگارد ) . على بن عيسى إربلى صاحب كشف الغمه اين چند بيت را نيز به آن بانو نسبت داده است : قد كان بعدك انباء وهنبئة * لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب انا فقدناك فقد الأرض وابلها * و اختل قومك لما غبت وانقلبوا أبدت رجال النامحوى صدورهم * لما قضيت وحالت دونك الترب ضاقت على بلادى بعدها رحبت * وسيم سبطاك خسفا فيه لى نصب فليت قبلك كان الموت صادفنا * قوم تمنوا فأعطوا كلما طلبوا تجهمتنا رجال واستخف بنا * مذغبت غبت عنا فنحن اليوم نغتصب ( 1 ) مضمون ترجمه فارسى سه شعر اخيريه به اين ترتيب است : و شهرها و سرزمينها تنگ و تار گرديدند پس از آنكه وسيع و گشاد بودند و فرزندان و نوادگان در رنج و تعب قرار گرفتند اى كاش مرگ قبل از تو با ما رو به رو مى گشت جمعى آن را آرزو كردند و به خواست خود نائل آمدند ، جمعى از مردم به ما حمله ور شدند و در حق ما استخفاف به خرج دادند از آن روزى كه تو رخ بركشيدى و امروز ما خود مغصوب قرار داريم .
هامش
1 . إربلى ، كشف الغمة في معرفة الأئمة ، ج 2 ، ص 113 چاپ بيروت .