همان سادگى كه غريزه وطبيعت بشرى اقتضاء مىكند ، در امر وصلت و مزاوجت توفيق
حاصل كنند و هيچ گونه مانعى از آن گونه موانع كه قبلا در دوران يا در جوامع و اديان
و قوانين ديگر وجود داشته و هنوز هم در موارد بسيارى وجود دارد ، از امر ازدواج و پيوند
طبيعى و مشروع زن و مرد جلوگيرى نكند . بر همين اساس است كه مى بينيم اسلام ، به
هرچه ساده تر و بدون تشريفات بودن ازدواج تشويق كرده ، ووجود تعهدات سنگين
و قيد و بندگهاى زائد را باعث يأس و سرخوردگى از ازدواج و ناتوانى و گريز از تشكيل
خانواده ، و در نتيجه موجب سوق داده شدن جامعه به ارضاء غرايز از طرق نامشروع
و اشاعهء فساد و تباهى در اجتماعات بشرى قلمداد كرده است . لازم به گفتن است كه
سادگى و دور از تشريفات بودن ازدواج در اسلام ، قبل از هر چيز از اين ديدگاه مورد توجه
قرار دارد كه اصولا زيربناى مسائل زندگى در اسلام نه بر مبناى ماديات است نه مقام
و عنوان شخصى و افتخارات و سوابق خانوادگى نقشى در آن دارند . بلكه تنها معنويات
و تقوى و ايمان و عفت و نجابت و وصول به كمالات انسانى است كه اساس زندگى زن و مرد
مسلمان و خانوداه ها و جوامع اسلامى را تشكيل مىدهد . لذا وجود تشريفات و تعهدات
سنگين در امر ازدواج ، نه تنها با ديدگاه اسلام مبنى بر ساده و طبيعى بودن ازدواج
منافات دارد ، بلكه خود سر منشأ بسيارى از مفاسد و تبهكارى ها نيز مى گردد . زيرا
آشكار است كه براى همگان ممكن و ميسر نيست كه تشريفات و تعهدات سنگين را
بجاى آورند و انتظارات بى جا و قيد و بندهاى شاق و طاقت فرساى بعضى خانواده ها را
عملى سازند . از اين رو چون خود را قادر به ازدواج مشروع و تشكيل خانواده با پيوند
مقدس زناشويى نمى بينند ، دچار يأس و سرخوردگى شده از اين امر مبارك و مورد
احترام سرباز مى زنند و از اين رو هم خودشان به فساد و انحطاط اخلاقى كشانده
مى شوند و هم باعث تشويق و گسترش فساد و انحراف در جامعه مى گردند .
سير و بررسى كوتاهى در چگونگى ازدواجهاى مسلمين در جوامع صدر اسلام ،
نشان مىدهد كه مسأله تشكيل خانواده ، چه اندازه جنبهء قداست و معنويت داشته
و چقدر ساده و طبيعى و زيبا صورت مى گرفته است . به ويژه دقت در كيفيت و جريان
ازدواج دختر عاليقدر پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و تشكيل خانواده مقدسش با على ( عليه السلام ) اين حقيقت را به
وضوح نشان مىدهد و متعالى ترين و زيباترين سرمشق ها را در اين مورد ، در اختيار
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٣٢١