نامهء مزبور ، پس از اهانت ها و جسارت ها و گستاخىهاى بيشرمانه ، و هرزه داريىها
و ياوهگويىهاى مكررى كه از سوى " زياد " نسبت به ساحت مقدس و شامخ امام
حسن ( عليه السلام ) روا داشته شده بود ، نگاشته شده و حقيقت ذات و نهاد آن هرزه گوى هتاك را
فاش ساخته و به تاريخ سپرده است .
علاوه بر اين اسناد و مكاتبات ، امام حسن ( عليه السلام ) بارها در مقام محاجه با معاويه ، به
اصالت نسب و پاكى گوهر ، و طهارت و قداست مادر بزرگوار خويش استناد كرده است . و
اين امر حاكى از عمق نفوذ عظمت مادر ، و تأثير عميق مقام شامخ آن وجود گرامى ، در
قلب و روح فرزند دلبندش امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) است . دامنهء اين نفوذ و تأثير تا بدانجا
گسترده بود كه امام بزرگوار ، نه تنها در تمام طول زندگى پاك و پر ثمرش ، همواره به ياد
مادر بود و از بزرگى ها و قداست و عصمت او ياد مى كرد و حقايق ارزنده اى را در اين باب
در اختيار عاشقان اهل بيت قرار مى داد ، بلكه حتى به هنگام شهادت و در آخرين
لحظات زندگى نيز ياد و نام مادر و بازگويى خاطرات و محبتهاى او بر لبهايش
جارى بود . . .
امام حسين ( عليه السلام ) و ياد مادر عزيز
حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) سرور آزادگان و قافله سالار كاروان جاويد شهداء حق و
حقيقت ، دومين فرزند او نيز ، همچون برادر بزرگوارش قلبى مالامال از عشق و مهر مادر
داشت . علاقهء وافر و محبت بيكران آن حضرت ، نسبت به ساحت قدس مادر بزرگوارش ،
يكى از شورانگيزترين فصلهاى كتاب عشق مادر و فرزندى است .
خود آن حضرت ، بارها و بارها ، اين عشق و علاقه بيكران و اين پيوند قلبى و اخلاص
شايان را ، در طى سخنان گهربار و پيامها و اتمام حجتهاى شورانگيز و تاريخى و
تاريخ ساز خويش بيان داشته و در اين مورد ، فصلى درخشان در تاريخ اسلام براى
شيفتگان حقايق و معارف اسلامى به جاى نهاده است .
يكى از بهترين نمونه ها و نشانههاى اين علاقهء عميق امام حسين ( عليه السلام ) نسبت به مادر
گرامى اش ، تجديد خاطره و تجليل نام و ياد آن مادر يگانه در جريان انتخاب نام براى
فرزندان دخترى اش جلوه گر مىشود . زيرا مى بينيم كه آن حضرت ، چند تن از دختران
خويش را ، به ياد مادر عزيزش ، " فاطمه " نامگذارى كرده است كه با صفتهايى چون